مؤلف گويد : انصافاً كه هيچ فيلسوف و نويسندهء ماهرى نتواند نكتهاى بدين دقت و باريكى را در ضمن « داستان مبسوطى » مجسم سازد و مطلب بدين مهمى و بزرگى را در ضمن مثالى چنين موجز بيان نمايد . و براى توضيح فاصله و بُعد بين نظامات و طول مسافت بين هر عالم شمسى تا عالم شمسى ديگر ؛ همين بس كه : نور در هر ثانيه بيش از شصت هزار فرسخ راه طى مىكند و نزديكترين خورشيدها نسبت به عالم ما نورش در مدت سه سال به ما مىرسد و اگر طول اين مسافت را حساب كنيم ، از هفت هزار هزار ميليون فرسخ تجاوز خواهد كرد ! - تا چه رسد به شموسى كه نورشان در مدت پنج هزار سال و بيشتر به ما مىرسد - .
شايد مقصود از « در خبر ، نظامات و سرادقات آن باشد ، يا مراد از « ساق عرش » وسط و مركز دايرهء عرش باشد حّد و نهايتى بر محيط آن نيست و اطلاق « قائمه و ساق » بر محور و قطر عرش نيز مناسب است . پس در مفاد اخبار نوشته شده ، دقت كن ! تا هم استفادهء علمى ببرى و هم به مقام نبوت ايمان كامل بياورى ! « 1 »
مقالهء پانزدهم
در كتاب بحارالانوار و مناقب ابن شهر آشوب - متوفى سال 588 ه . - از « ابن عباس » روايت شده است : حضرت على عليه السلام در ضمن خبرى طولانى فرمود :
و أمّا الأربعة عشر فأربعة عشر قنديلًا من النور ، معلقة بين السماء السابعة و الحجب ، تسرج بنور اللَّه تعالى إلى يوم القيامة ؛
هامش
( 1 ) . خلاصهء توجيه و تفسير مؤلف محترم از خبر اخير آن كه : « عرش » به معناى كل عوالم وجود و « قوائم عرش » عبارت از نظامات شمسى و « ساق عرش » كنايه از قطر دايرهء عرش يعنى وسعت كلى عالم كون و وجود و « فرشته » كنايه از نور و پرواز آن عبارت از سير نور است كه با آن همه سرعت در آن مدت طولانى ، از يك نظام شمسى به نظام ديگر نرسيد و يا : اگر تا روز رستخيز هم نور سير كند ، قطر عرش را طى نمىكند . واللَّه العالم . ( ف )