مقالهء سيزدهم
در كتاب بحارالانوار اين خبر نبوى مشهور نقل شده است :
خلق اللَّه العرش و للعرش سبعون ألف ساق كلّ ساق كاستدارة السماء والأرض ؛
خدا عرش را با هفتاد هزار ساقه آفريده كه وسعت هر ساقه مثل دايرهء محيط آسمان و زمين است .
و در تفسير « فخر رازى » آمده است : عرش داراى ششصد هزار « سرادق » است و طول و عرض و عمق هر يك از آنها به اندازهاى است كه آسمانها و زمينها در نزد آن هيچ است !
شرح : « سرادق » : در كتاب نهاية اللغه به معناى هر چيزى است كه بر چيز ديگرى احاطه دارد مثل « عمارت » نسبت به « خانه » و « بارو » نسبت به « شهر » و . . . تمام اين ظواهر ، موافق مقتضيات هيئت جديد و به كلى مخالف با آراى پيشينيان و هيئت بطلميوس است . و چنان كه چند سطر پيش نگاشتيم ظاهر مقالات شرع اين است :
آسمان محيط بر زمين است و « كرسى » محيط بر همهء آسمانها و زمينهاست كه بر حسب اختلاف موارد و ملاحظات « ساق » و « سرادق » و « ركن » و « حجاب » و « قائمه » نيز بر آن اطلاق مىشود و هر چند اين الفاظ متعدد است ولى مقصود يكى است كه همان محدد خاص نظام شمسى ماست و سواى نظام شمسى ما ، نظامات شمسى بىشمار ديگرى است كه جز خدا كسى تعداد آنها را نداند و با اين وصف ، همه اين نظامات داخل در تحت حيطهء « عرش » و ظلّ منبسط آن قرار دارند . ولى عدم تناهى و نامحدودى تعداد نظامات در نظر قاصر ماست و البته معرفت حدود و علم به تعدد و ساير خصوصيات همهء نظامات ، مختص به خالق آنهاست كه فقط او در ذات و صفت ، غير متناهى و محيط به عرش عوالم است و بس : « الرَّحْمنُ عَلَى العَرْشِ اسْتَوى » . در خاتمه اشعار مىشود : لطيفهاى كه در جملهء « كلّ ساق كاستدارة السماء و الأرض »