تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
دنباله‌دارهاست ، زيرا ستارهء دنباله‌دار ، مثل « مصباح » مستطيل است و عمدهء روشنى در رأس و مقدمهء آن است كه آن را « نواة مذنب » يا « اصل نجم » و « هستهء مركزى » گويند و شهاب‌ها از نجوم اين مصابيح يعنى از « هسته‌هاى دنباله دار » متكون شده است ( مطابق ظاهر خبر ) . پس رأس دنباله‌دار عبارت از نواة يا اصل نجم است كه بعد از تلاشى و انهدام به شكل شهاب‌ها درمىآيد و « ذنب » يا « دنباله » عبارت از بخارى است كه سابقاً گفتيم متصل به « نواة » است و در نتيجهء « قرب شمس » حادث مىشود و اشعهء خورشيد كه بر مجموع هسته‌ها و بخار متصل به آن مىتابد ، يك‌جا روشن شده و ستارهء دنباله‌دار نمودار مىشود . پس خبر مزبور مطابق رأى متأخرين ، شهاب‌ها را ناشى و متولد از دنباله‌دارها معرفى مىكند و ممكن است تفسير بهترى هم داشته باشد . دليل هشتم : در كتاب علل الشرائع ابن بابويه و جلد 14 بحارالانوار و تفسير برهان و انوار نعمانيه است كه از حضرت على عليه السلام پرسيدند : مقصود از كلمهء « طارق » كه در قرآن مثل : « وَالسَّماءِ وَالطّارِقِ » وارد شده چيست ؟ فرمود : هو أحسنُ نَجمٍ في السماءِ و لَيسَ يَعرِفُه الناسُ و إنّما سُمِّي الطارقُ ، لِأَنَّه يَطْرُقُ نُورُهُ سَماءاً أسماءاً إلى سَبعِ سَمواتٍ ثمّ يَطرُقُ راجِعاً حتى يَرجعُ إلى مَكانِهِ ؛ طارق نيكوترين ستاره‌اى است در آسمان و مردم آن را نمىشناسند و از اين جهت « طارق » ناميده شده است كه نورش به طبقات آسمان ، يكى بعد از ديگرى مىرسد ، و بالاخره از هفت آسمان درمىگذرد . و سپس برگشته از آسمان به آسمان ديگر نزول مىكند ! تا به مكان نخستين خود برسد . اين خبر از چند جهت در تعريف ستارهء دنباله‌دار ظهور دارد : يكى اين كه آن را زيباترين ستارهء آسمانى شمرده ، زيرا نجوم اعم از ثوابت و سيارات در شكل و زيبايى با هم متقارب يا در يك رتبه‌اند و هيچ يك را مزيتى نيست مگر در مقدار نور و حجم ، خلاف ستارهء دنباله دار كه در حسن صورت و زيبايى منظر
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 413 | خسرو شاهى / السيد هبة الدين الشهرستاني