( بنابر تخفيف يا تشديد لام كلمهء معلقه ) اين خبر هم صراحت دارد در اين كه در آسمانها - يعنى در كرهء بخار هر زمينى - شهابها و سنگهاى متفرقه وجود دارد و همين معنا ، مختار متأخرين است ، زيرا شهاب و نيزكها را مخصوص آسمان زمين ما نمىدانند ، بلكه مدعى هستند كه شهابها و نيزكها اجرامى هستند كه مثل ماهيان بزرگ و كوچك در درياهاى فضا شناورند ! و گاهى به طور اتفاقى با زمين ما يا با سيارهء ديگرى تصادف كرده ، كرهء بخار آن را شكافته و به صورت شهابى نورانى سقوط مىكنند . معلوم نيست متقدمين از علماى اسلام ، با اين قبيل اخبار چه مىكردند ! زيرا اينها به طور صريح با نظام جديد موافق و بلكه از لحاظ منطوق و مفهوم با هيچيك از مبانى فلسفهء قديم سازش ندارد ، و به همين دليل علماى مزبور چارهاى نداشتند جز « طرح » امثال اين اخبار ! يا تأويل بعيدى كه هيچ شاهدى مساعد آن نبوده است !
در بعضى از خطب نهج البلاغه نيز كلماتى هست كه مناسب با اين مقام است مانند اين كه در وصف آسمان دنيا فرمود :
« ثمّ زيّنها بزينةِ الكواكبِ و ضياءِ الثَواقِب .
إلخ » و چون در مسئلهء ششم اين كتاب به قدر وافى در اين معنا بحث كرديم ، ديگر تكرار نمىكنيم ، طالبين رجوع نمايند !
دليل ششم : در بعضى اخبار بحارالانوار و الدر المنثور است :
إنَّ القمَرَ والنُجومَ و الرُجومَ فوقَ السماءِ الدنيا ؛
به درستى كه ماه و ستارگان و تيرههاى شهاب در بالاى آسمان دنياست .
ظاهر اين خبر به هيچ وجه با مبانى پيشينيان سازش ندارد ، زيرا آسمان دنيا به عقيدهء آنان عبارت از فلك قمر است و نيز به پندار آنان وصول « رجوم » به فلك قمر محال است ، تا چه رسد به نفوذ در آن ! يا تفوق بر آن ، براى اين كه « رجوم » از « حوادث ارضى » است و فلك به عقيدهء آنها به طور كلى منزه از مسائل زمينى است ، پس مفاد خبر كه « رجوم » را در بالاى آسمان دنيا معرفى مىكند ، بنابر هيئت قديم راست
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 411
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤١١