السابعة » اين است كه ما روشنايى نجوم خارج از نظام عالم خود را در زمينى كه هستيم ، با چشم عادى نمىتوانيم ببينيم ! زيرا خيلى دورند . البته اگر در آسمان هفتم : يعنى كرهء زحل يا در ما فوق آن باشيم ، ممكن است با چشم عادى فروغ آن اختران را ببينيم و يا در زمين باشيم و با چشم مسلح نگاه كنيم ، كه در اين صورت هم ، مشاهدهء آنها بعيد نيست . و البته پوشيده نماند كه نسبت ثوابت مرئى در جنب ثوابت نامرئى مثل نسبت واحد با هزاران ميليون مىباشد . « 1 » قسم دوم : نجوم شهابى و رجوم نيزكى است كه در آسمان دنيا يعنى در كرهء بخار زمين مثل قنديل فروزان در برابر چشم ما نمودار مىشود . اينها ستارگانى هستند كه به ساكنان كرهء بخار و اهل زمين روشنايى مىدهند .
قسم سوم : نجوم سياره است كه در اوصاف « مباين » با دو قسم اول « ثوابت و رجوم » و در ماده « موافق » با آنهاست و ستارهء سيار به طور كلى فروزان و در جوف هواى كروى خود مىدرخشد ، چنان كه در خبر فرمود : « الثالثة معلقة فى الهواء » و اين در صورتى است كه كلمهء « معلقه » را به تخفيف « لام » بخوانيم . و يا مقصود اين است كه اين گونه ستارگان در هوا آويزانند ، بنابراين كه لام كلمهء « معلقه » را مشدّد دانيم . و در صورت همهء مضامين خبر ذكر شده مطابق آراى جديد است ولى مناسب با اين مقام فقط جملهء « الجزء الثاني » و بعد از آن است تا جملهء « الجزء الثالث » .
دليل پنجم : در جلد 14 بحارالانوار و تفسير فرات ضمن خبرى طولانى از حضرت على عليه السلام است كه فرمود :
وجَعَلَ في كلِّ سماءٍ شُهُباً مُعَلَّقةً ؛
و قرار داد در هر آسمانى شهابهاى آويزان يا فروزان .
هامش
( 1 ) . مؤيد اين كلام است گفتار اخترشناسان كه آنچه را با ديدهاى عادى ديده مىشود تا ششهزار و آنچه با ابزارهاى فنى ديده مىشود بيشتر از صد و پنجاه ميليون مىدانند . ( ص )