« نجوم » است و ثانياً محل آن « آسمان دنيا » و براى بينندگان منظرهاى زيباست . و انشاء اللَّه فلسفهء اين را كه شهابها « رجوم شياطين » است ، در كتاب ديگرى خواهيم نوشت « 1 » .
دليل چهارم : در اواخر تعريف شهرها در كتاب بحارالانوار ضمن مسائل « عبداللَّه بن سلام » است كه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله پرسيد : نجوم بر چند قسم است ؟
فرمود :
ثلاثةُ أجزاءٍ ( أقسام ) جُزءُ منها بأركانِ العَرشِ يَصِلُ ضوؤُها إلى السماءِ السابعةِ و الجزءُ الثاني بسماءِ الدنيا كالقَناديلِ المُعلّقةِ و هي تَضيءُ بسُكّانِها وتَرمي الشَياطينَ بشُرُرِها ، و الجزءُ الثالثُ معلّقةٌ في الهواءِ و هي ضوءُ البِحارِ و ما فيها و ما عَليها ؛
نجوم بر سه نوع است : يك قسم در اركان عرش قرار دارند كه روشنى آن به آسمان هفتم مىرسد ، و يك قسم در آسمان دنيا مثل قنديلهاى فروزان يا آويزان است و به ساكنان آن روشنى مىدهد و شرارهء آنها به سوى شياطين پرتاب مىشود ! نوع سوم هم در هوا معلق يا فروزان و اسباب روشنى سطوح و اعماق درياهاست .
بنابر ظاهر اين خبر ، اجزاى عُلوى سه قسم است :
قسم اول : كواكب ثابت كه خارج از نظام عالم شمسى ماست ، همانطور كه قبلًا هم گفتيم لفظ « عرش » در اصطلاح شرع غالباً اطلاق شده بر كل « محدد نظام كون » كه محيط بر كليه خورشيدها و عوالم است ، چنان كه « كرسى » هم غالباً اطلاق شده بر « محدد نظام عالم شمسى » ما . پس « كرسى » فقط محيط بر آسمانها و زمينهاى عالم ماست و « عرش » محيط بر كرسى و ساير عوالم است ، در واقع معناى اين قسمت خبر « جزء منها بأركان العرش » اين است كه يك قسمت از ستارگان در خارج از عالم شمسى ما و داخل در درون محيط كلى عوالم است . و معناى جملهء « يصل ضوؤها إلى السماء
هامش
( 1 ) . در كتاب مواقع النجوم فى حقايق الرجوم تأليف آقاى مؤلف شرح و تفصيل اين مطالب آمده است . ( س )