« إِنّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ * وَحِفْظاً مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ مارِدٍ * لايَسَّمَّعُونَ إِلَى المَلَا الأَعْلى وَيُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ * دُحُوراً » « 1 » ؛
به درستى كه ماتزيين كرديم آسمان دنيا را با ستارگان و براى جلوگيرى از شياطين كه گوش فرا ندهند به اسرار عالم بالا و مطلع نگردند و از هر طرف كه رو كنند ، تير باران مىشوند .
ظاهر سياق آيه چنين مىرساند : ستارگانى كه اسباب زينت آسمان دنياست ، خداوند به وسيلهء آنها آسمان دنيا را از شر شياطين فتنهانگيز حفظ و با ستارگان مزبور ، شياطين را از آن درگاه مىراند ! هر كس با مقالات شرع آشنايى داشته باشد ، به سهولت درك مىكند : « تيرهايى كه به سوى شياطين پرتاب مىشود » همان نيزكهاست و بس و وجه تسميهء آنها هم به شهاب يا سنگ آسمانى و نيزك همين است .
بعد از ملاحظهء اين دو مقدمه مىتوان نتيجه گرفت كه شهابها و نيزكها از جنس كواكب و نجوم است و مادهء همه يكى است ( مطابق رأى متأخرين ) .
پرسش : كواكبى كه زينت آسمان دنياست ، نجوم ثابتى است و نجوم از جنس نيزك سياره است ! پس چگونه مىتوان كواكب زينت بخش را به معناى « رجوم » گرفت ؟
پاسخ : آرى همين اعتقاد بود كه محققان و مفسران پيشين را در قيل و قال انداخته بود ! و آنها اسم را فقط بر اجرام فلكى اطلاق مىكردند و به عقيدهء آنان ، نيزكها و دنبالهدارها عبارت بود از « حوادث ارضى » ! و از اين جهت ، در تفسير آيه دچار حيرت شده بودند . چه اگر كواكب را به معنا حقيقى و ظاهرى آن تفسير مىكردند ، دچار مشكلاتى مىشدند از قبيل محاسبه شهابها و سنگهاى آسمانى . « رجوم » در جرگهء اجرام فلكى ، با اين كه اينهابه عقيدهء آنان از « حوادث ارضى » است و ديگر آن كه : لازم مىآمد كه ستارگان در « آسمان دنيا » باشند ، در حالى كه به عقيدهء آنان در آسمانهاى بالاتر قرار دارند ، ولى براى ما هيچ مانعى ندارد كه بنا بر عقيدهء متأخرين ، ظاهر معناى
هامش
( 1 ) . صافات ، آيات 6 - 9 .