اجزاى متلاشى شده به طور جمعى يا انفرادى ، نزديك يا دور از هم ، تمامى مطابق خط سير دنباله دار اصلى - كه منشأ و مادر آنها بوده - سير مىكنند .
حكيم مزبور در تأييد قول خود استشهاد كرده است به مذنب ( به بالا ) ، زيرا اين دنبالهدار كه امروز ظاهر و در پيش چشم ما نمايش مىدهد به دنبالهدارها و سنگهاى آسمانى بسيار كوچك تقسيم شده كه عده آنها خارج از شمارش است « 1 » و همه در خط سير دنبالهدار اصلى سير مىكنند و خط مذكور مسير زمينى و يكى از نقاط را قطع و در ماه « تشرين دوم » به زمين مرور مىكند و شكى نيست كه سقوط سنگهاى آسمانى بسيار در شبهاى « تشرين دوم » عبارت از نوعى توديع ! است كه آنها از مادر خود ! « مذنب به بالا » به عمل مىآورند ، ولى چه بسا دنبالهدارهاى نامرئى كه متلاشى و تفكيك شده و به صورت شهابها به ديدار زمين ما آمدهاند ! و بنا بر حساب « كالندرو » اخترشناس معروف و مسئول رصدخانه پاريس دنبالهدارهايى كه شكل دوائر آنها « شلغمى » است ! همانهايى است كه به آسانى متلاشى شده و شبها به صورت روشن ، نمودار مىگردد ! .
شهابها و دنبالهدارها در شريعت اسلام
تا اينجا به قدر لزوم ، آرا و اقوال حكماى قديم و جديد در حقيقت و منشأ حدوث شهابها و سنگهاى آسمانى نقل شد . اينك لازم است به ذكر دلايلى كه در شريعت اسلام بر خلاف آراى پيشينيان و مطابق عقيدهء متأخرين وارد شده است ، بپردازيم :
دليل اول : در سورهء 37 قرآن آيهء :
هامش
( 1 ) . مصداق قول خداوند متعال در سورهء جن : « وَأَ نّا لَمَسَنا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَشُهُباً » ؛ ماجستوجو كرديم آسمان را پس يافتيم آن را پر از نگهبانان قوى و نيزكها . اگر اين نيزكها دودهاى متصاعد شده از زمين باشد امتلاى آسمان به آنها صحيح در نمىآيد .