آن گاه كه زمين به آن نزديك شد ، جاذبهء زمين - به واسطهء قرب - بر جاذبه خورشيد غلبه كرده و زمين آن جرم را به جانب مركز خود مىكشد و جسم مزبور در حال سقوط به زمين به واسطهء اصطكاك و تصادم با مواد الكتريسيته ، توليد حرارت و اشتعال مىكند ، اين است كه به شكل گلولهء آتشينى نمودار و بالاخره مثل يك قطعهء آتش به زمين مىافتد و يا خاكستر مىشود و از بين مىرود . « فانديك » در باب « نيزك » ها در كتاب النقش فى الحجر مىگويد : سنگهاى آسمانى و نيزكها اجسامى هستد كه به دور خورشيد مىچرخند و هر وقت چنان به زمين نزديك شدند كه جاذبهء زمين بر جاذبهء خورشيد غالب شد ، اجسام مزبور از افلاك خود منحرف و مجذوب زمين شده و به جانب مركز زمين رهسپار مىگردند و در حين نزول و مرور از هواى كروى ، از سرعت سير و حركت آنها ، توليد حرارت و اشتعال مىشود . « 1 » اگر جسم مزبور كوچك باشد ، به كلى مىسوزد و اگر بزرگ باشد ، چون آهن گداختهء درخشانى ، پيش از آن كه به كلى محترق شود ، به زمين مىرسد و مطابق توضيح استاد « سكياپرلى » افلاك بعضى از نيزكها موافق با افلاك بعضى از دنبالهدارها هستند .
در مشهد الكائنات آمده است « 2 » : اخيراً « موسيو بارفيل » در روزنامه صباح فرانسه نوشته است : موسيو سكياپرلى ايتاليايى راز شهابها و سنگهاى آسمانى را كشف كرده و بدين نكته پى برده است كه خط سير بعضى از دنبالهدارها موافق با خطوط و مسير بعضى از شهابهاست و در نتيجه ، اين اكتشاف شهابها و دنبالهدارها را از يك گروه دانسته است ، زيرا كه دنبالهدارها كواكبى هستند كه به واسطهء تأثير سيارات مجاور ، تحليل رفته و « هستهء » آنها پخش و به هزاران جزء تقسيم مىشود و اين
هامش
( 1 ) . بر اين نيزكها تفسير مىكنيم آيه 34 ، سورهء الرحمن را : « يُرْسِلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَنُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ » شواظ جمع « شيظه » است و شيظه يك قطعه از آهنى را گويند كه در آتش سرخ شده و تحت فشار قرار گيرد اين خيلى تشبيه عاليى است ، در حالى كه اين شهابها را تجزيه كرده در آن قطعات مس و آهن پيدا كردهاند و ما قبل آيه صريح است كه اين شهابها شياطين جن را هدف قرار مىدهند . ( مؤلف )
( 2 ) . مشهد الكائنات ، پاورقى ص 131 .