نظريه دوم : قطعات و اجزاى سيارهاى هستند كه به علت نامعلومى از هم پاشيده است .
نظريه سوم : اجرام مستقلى مىباشند كه در حقيقت و ماده مثل سيارات ، و در اوصاف و نظام مخالف آنها هستند .
نظريه چهارم : اجزا و قطعات بعضى از دنبالهدارها كه در نتيجهء حدوث بعضى اسباب جهان هستى متلاشى گرديده است . و در كتاب آيات البينات است : بنا بر عقيده بسيارى از متأخرين اختر شناسان ، شهابها در حقيقت قطعاتى از دنبالههاى ستارههايى هستند كه به زمين نزديك شده و تحت تأثير جاذبهء آن درمىآيند . در مجلهء المقتطف « 1 » است : سنگهايى كه از هوا به زمين ساقط مىشود ، « نيزك » هايى است كه به دور خورشيد مىچرخد و كرهء زمين گاهى به آن نزديك و گاهى دور مىشود ، چنانچه در شكل شمارهء 22 ديده مىشود :
نمايش تصوير
شكل شمارهء 22 - مجموعهء از شهابها و نيزكها
هامش
( 1 ) . المقتطف ، سال دوم ، ص 67 .