گفت : اگر يقين داشتم كه اين خبر به عنوان وحى از پيغمبر شما صادر شده ، حتماً مسلمان مىشدم ! .
متأسفانه فاضل مزبور چون احاطه به اسناد اخبار نداشته ، از اثبات صحت سند خبر عاجز شده و با اين كه در كتب معتبر به اسناد قوى و محكم مضبوط است ، فقط از يك كتاب غير معروفى آن را نقل كرده مىگويد : اين حديث را در كتاب « نظام الدين احمد گيلانى » شاگرد « ميرداماد » ديدهام ! و هر گاه مىدانست اين خبر در كتابى مثل كافى نقل شده ، او را براى اتمام حجت كافى بود ، زيرا كتاب مزبور از كتب متواتر و نسخههاى قديمى آن در ميان مسلمانان فراوان و دامن آن از شبهه و خدشه منزه و اخبار مندرج در آن ، براى اثبات هر مطلبى حجت قاطع است . و ما بحمداللَّه اخبارى كه نقل مىكنيم ، همه از يك چنين كتابهايى است و هر كس ميل داشته باشد ، مىتواند مراجعه كند تا با كمال شوق در دسترس استفادهء وى قرار دهيم .
4 . در كتاب ينابيع الموده « 1 » ، با يك سند از حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سند ديگر از حضرت على عليه السلام اين روايت را نقل كردهاند :
النجومُ أَمانٌ لِأهلِ السماءِ ، فإذا ذَهَبَتِ النجومُ ذَهَبَ أهلُ السماءِ ، و أهلُ بيتي أمانٌ لِأَهلِ الأرضِ فإذا ذَهَبَ أهلُ بَيتي ذَهَبَ أهلُ الأرضِ ؛
ستارگان براى اهل آسمانها موجب امنيت هستند ، و زمانى كه ستارگان نابود شدند اهل آسمانها از بين مىروند و خاندان من براى اهل زمين سبب امنيت هستند ، پس زمانى كه اهل بيت من از بين رفتند مردم دنيا از بين مىروند .
اين خبر دليل است بر وجود موجود زندهء عاقل ، بلكه بر وجود بشر در كرات بالا ، براى وحدت سياق دو عبارت كه « اهل بيت پيغمبر امان اهل زمين هستند » و « نجوم امان اهل آسمانها » و همچنين اگر مراد از « اهل سماء » ملائكه باشند - كه فلاسفه ارواح
هامش
( 1 ) . ينابيع الموده ، چاپ بمبئى ، ص 16 .