بن جعفر عليهما السلام روايت شده است : جبرييل به خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله عرض كرد :
سوگند به خداوندى كه پيغمبرى چون تو برگزيده ، در پشت اين مغرب ، زمينى سفيد است و در آن گروهى از مخلوقات خداوند او را مىپرستند و نافرمانى وى نمىكنند و از ترس وى گريه مىكنند و . . . . امام على عليه السلام پرسيد : آيا ابليس و بنى آدم را در ميان آنها راهى هست ؟ فرمود : به خدا قسم كه آنها نه ابليس را مىشناسند و نه آدم را و عدهء آنها را جز خدا كسى نمىداند « 1 » .
اين حديث هم دلالت دارد بر وجود بشر در ساير سيارات ، زيرا كه گريه از خصايص انسان و گوشت از خصايص حيوان و عبادت و عدم معصيت و عدم علم به وجود ابليس و آدم اوصافى متفرع بر عقل و قدرت است ، يعنى اگر مخلوقات آن كُرات زنده و عاقل نبودند ، معقول نبود كه بفرمايد : آنها از خوف خدا گريه مىكنند و سرگرم عبادت و مبرّى از گناه و بىخبر از وجود ابليس و آدمند !
ما به طور مكرر اشاره كرديم كه بنا بر اخبار اماميه و آراى علماى قديم اسلام ، مبدأ بشر منحصر به آدم نيست ، هر چند مبدأ ما « آدم » است و او پدر ماست ، ولى مطابق اخبارى كه بعداً ذكر خواهيم نمود « خداوند آدمهاى بسيارى آفريده » كه هر يك مبدأ و پدر سلسلهاى بودهاند و البته همه هم در زمين ما نبودهاند ، بلكه در كُرات و عوالم موجود ديگر نژاد خود را منتشر ساختهاند .
7 . شيخ « حرّ ، محمد بن حسن عاملى » در « صحيفهء ثانيه سجاديه » اين عبارت را در ضمن دعايى از حضرت على بن حسين عليهما السلام نقل مىكند : « فصلّ عليه أنت و ملائكتك و سكان سماواتك و أرضك » اين مأثور هم دليل وجود انسان در سيارات است ، زيرا جملهء « سكان سماواتك و أرضك » را عطف بر « ملائكه » فرموده و مسلم است كه « معطوف »
هامش
( 1 ) . اصل حديث : عَن الإمامِ السابِعِ ( موسى بنِ جعفرٍ عليهما السلام ) : إنّ جبرئيلَ قال للنبيّ صلى الله عليه و آله : والذي بَعَثَكَ بالحقِّ نَبيّاً إنَّ خَلْفَ المَغربِ أرضاً بَيْضاءَ فيها خَلْقٌ مِن خَلْقِ اللَّهِ يَعبدونَه و لايَعصونَه . قال عليّ عليه السلام : أليس هناك إبليسُ أو أحدٌ من بني آدم ؟ فقال صلى الله عليه و آله : والذي بَعَثني بِالحَقِّ نَبيّاً ما يَعلمونَ أنّ اللَّهَ خَلَقَ آدمَ ولا إبليسَ و لا يُحصي عَدَدهم إلّا اللَّهُ تعالى . ( س )