تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
عطارد هر چند خيلى به خورشيد نزديك است و قاعدتاً بايد هواى آن خيلى گرم باشد ، ولى ممكن است اين وصف مقرون به اوضاع ديگرى باشد - از قبيل سرعت تبديل فصول يا كثرت آب‌هاى جارى و وجود هواهاى مساعد و خواص ديگر - كه حرارت خورشيد را تخفيف دهد . و يا بگوييم : بر فرض كه هيچ مانعى از حرارت خورشيد در آن نيست و شدت حرارت را داراست ، ولى مزاج و طبيعت ساكنان آن طورى است كه تاب و تحمل آن حرارت را دارند ، مانند سمندر در آتش ! و هم‌چنين مانعى ندارد كه بگوييم : سيارهء زحل و ما بعد آن ، گرچه خيلى از خورشيد دورند و روى حساب بايد هواى آنها خيلى سرد و غير قابل زندگى باشد ، ولى ممكن است جهات ديگر در آن وجود داشته باشد كه سرما را رفع كرده و حرارت توليد كند و يا آن كه اصلًا حيوانات آن سردسيرى ساختار وجودىشان با سرما سازش داشته باشد . وجه سوم : آن كه نزديكى زياد به خورشيد فقط در حدود استوايى موجب قوت و شدت حرارت است نه در نواحى قطبى ، و هم‌چنين دورى زياد از خورشيد فقط در نواحى قطبى علت شدت برودت است نه در حدود استوايى ، بنابراين ، ممكن است ساكنان عطارد و ما بعد آن - خيلى به خورشيد نزديكند - در حدود قطبى ساكن باشند كه حرارتش در آن‌جاها كمتر است و بر عكس اهالى زحل و غيره - كه خيلى از خورشيد دورند - در حدود استوا ساكن باشند كه محل تابش اشعهء خورشيد حرارت آن است . وجه چهارم : آن كه ممكن است ساكنان عطارد و . . . و اهالى زحل و . . . به وسيلهء غذاهاى سرد يا گرم و لباس‌ها و مسكن‌هاى مناسب ! گرما و سرما را از خود دور كنند . و بدين ترتيب معلوم مىشود كه وجود حيوان در سيارات هيچ استبعادى ندارد ، نه در سيارات نزديك به خورشيد و نه در سيارات دور از آن و نه در سيارات متوسط ! چون رشتهء مطلب خيلى طولانى و از تناسب كتاب خارج شد ، ناچار در همين جا