نهرها و جزيرهها و برفهاست و هواى آن مثل هواى زمين ماست ، و هواى نپتون گازى است و با هواى زمين اختلاف دارد !
در مجلهء المقتطف « 1 » در تعريف مشترى نوشته است : اين سياره كه به چشم « كوچك » مىنمايد ، عالمى است خيلى بزرگ و داراى هوا و آب و ابر و باران و غيره و هر گاه فكر كنى - در عظمت مشترى و اقمار چهارگانه و ساير اوضاعى كه خداوند حكيم در آن ايجاد فرموده - يقين خواهى كرد كه اين سياره مسكون و داراى موجودات زنده و از اين جهت خيلى مهمتر از زمين ماست ! بلكه برفرض اين كه خالى از مخلوق باشد ، موجب خنده و شگفت است ، زيرا چطور مىشود جهانى بدين عظمت و اهيمت را - كه چندين برابر زمين ماست - خالى از مخلوق و عبث آفريده باشد با اين كه مىدانيم هيچ ذره و موجود حقيرى را در زمين كوچك ما بيهوده و بدون حكمت و منفعت ، نيافريده است .
و نيز در مجلهء مزبور آمده است « 2 » : دكتر « ولس » در سال 1903 ميلادى كتابى نوشته و در آن كتاب اهليت سكونت و زندگى را منحصر به كرهء زمين دانسته و مخصوصاً تصريح كرده كه مريخ صلاحيت براى حيات و معيشت ندارد ، زيرا خالى از آب است ! ولى دكتر « لول » آمريكايى در سال 1906 كتابى بر خلاف آن ، در باره مريخ و ترعههاى آن تأليف كرده و بعد از مباحث دقيق علمى ، نتيجه گرفته كه مريخ داراى موجودات ذىشعورى است و ساكنان آن نهايت درجه تمدن و پيشرفتهاى عقلى و صنعتى را دارا هستند ! مستر « سليفر » هم به وسيلهء « اسپكتروسكوپ » وجود بخار آب را در مريخ ثابت كرده و بديهى است بعد از وجود آب وجود حيوان هم مانعى نخواهد داشت .
هامش
( 1 ) . المقتطف ، ج 2 ، ص 83 .
( 2 ) . همان ، ج 34 ، ص 515 .