علل مسكونى بودن !
وجه اول : آن كه شدت و حرارت و برودت مانع از اين است كه جاندارى مانند ما - از لحاظ طبيعت - در آنها وجود داشته باشد ، ولى مانع از وجود حيوانى نيست كه در اصل حيات مثل ما و در مزاج و شكل ، طور ديگر و مناسب با موطن خود باشد چنانكه در نقاط مختلف زمين ما ، حيوانات گوناگون ديده مىشود ؛ مثلًا اهالى نواحى خط استوا خيلى نيرومند ، قدبلند و پوست كلفت هستند و تاب و تحملى كه آنها در « گرما » دارند ما نداريم و نيز تحملى كه مردم نواحى قطبى در « سرما » دارند ، ما نداريم و هرگاه استوايىها به نواحى قطبى و قطبىها به نقاط استوايى تغيير محل دهند ، هر دو نابود خواهند شد - اينها از گرما و آنها از سرما ! - و همچنين است مقايسه بين حيوانات آبى و خاكى ، و بين سمندر ! كه در آتش و بعضى از موجودات ريز ، كه در زير برف توليد مىشوند !
وجه دوم : آن كه مجرد نزديكى و دورى خورشيد ، دليل قطعى بر شدت حرارت نيست ، چه ممكن است نزديكى زياد مقرون به عللى باشد كه مانع از حرارت و همچنين دورى زياد ، مقرون به امورى باشد كه ايجاد حرارت كند ، از قبيل غلظت يا لطافت هوا ، چنان كه نظير آن در زمين ما موجود است ، مانند كوههاى هيماليا با اينكه در وسط منطقهء حارّه واقع شده و نزديكترين نقاط زمين به خورشيد است ، هيچ وقت قلههاى آن از برف خالى نيست ، و برعكس ، درّههاى همين كوهها و نيز سواحل درياها و ريگستانهاى عرب و وادىهاى هند كه دورترين نقاط زمين نسبت به خورشيدند در نهايت درجهء حرارت هستند ! پس علت حرارت و برودت منحصر در قُرب و بُعد از خورشيد نيست و بنا بر نكته مزبور ، چه مانعى دارد كه بگوييم : سيارهء