تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
مؤلف مىگويد : بعضى از اقوال نقل شده مناسب با آثار و اخبار اسلامى است كه در احوال « ملائكه و ساكنان آسمان‌ها » وارد شده است « 1 » . و نيز « وولف » مىگويد : كوه‌هاى عطارد خيلى بلند و هواى آن ابرآلود است و زهره داراى دشت‌هاى وسيع و كوه‌هاى بلند و درياهاى بزرگ و هواى غليظ است و انتقال هواى آن ، از فصلى به فصل ديگر ، دفعى است نه تدريجى . در مريخ نيز درياها و
هامش
( 1 ) . از فحواى اين مسئله و ساير مسائل اين كتاب و نظاير آن تصور نشود كه ما مىخواهيم به وسيلهء موافقت نظر حكماى غرب ، اخبار و آثار اسلامى را تصحيح كرده و در نتيجه حقانيت شرع مقدس اسلام را با استمداد از عقايد آنان ثابت كنيم ! زيرا هر گاه چنين باشد ، بدين ماند كه كسى بخواهد وجود خورشيد بدين آشكارى را به وسيلهء سيارهء مجهولى كه اصلًا وجودش هم محل ترديد است ، ثابت كند . ما به مذهب خود ايمان كامل داشته و قطع داريم كه اخبار و آثار مسلم الصدور آن همه مطابق واقع و بيان عين حقيقت است . با اين حال هيچ جاى اين نيست كه از نظريهء فلان فيلسوف كه اصلًا هويت او را نمىدانيم ، استمداد كرده يقين خود را با آن تأييد و تثبيت كنيم ، پس عمدهء منظور ما از اين نقل قول‌ها همانا توسعهء نظر و آزاد كردن افكار متدينين است كه قدم جاى قدم پيشينيان نگذاشته و كور كورانه تقليد نكنند ! بلكه با دقت و تحقيق بيشترى در اخبار و آثار اسلامى بحث و بررسى كرده ( با نظر استقلالى ، نه اتكالى ! ) آزادانه از آن استفاده كنند . نه آن كه مثل پيشينيان محدود و مقيد باشند و به هر زحمت كه شده آن را با فلسفهء قديم وفق داده و شارع مقدس اسلام را پيرو بطلميوس و غيره نمايند ! چنان كه امروزه مىبينيم به حكم « الشيء إذا جاوز حدّه انعكس على ضده » قضيه به كلى منقلب شده و مىخواهد برعكس نمايش دهد : يعنى آن مرجعيت و مركزيت از حكماى قديم شرق سلب و به حكما جديد غرب تفويض و تسليم شود و مطابق النعل بالنعل يك عده پيدا شده‌اند كه اصرار و جديت عجيبى دارند در اين كه اخبار و آثار اسلامى را به هر زحمت و قيمتى كه شده ، با اصول فلسفهء جديد موافق ساخته ، شارع مقدس اسلام را مرهون مراحم ! آقايان هرشل و كپلر و گاليله و غيره قرار دهند ! ! پس از قرارى كه آنان و اينان بنا گذاشته‌اند آثار اسلامى معناى محصل ثابتى ندارد بلكه تابع فرض فارض ! و اعتبار معتبر است . . . . هرگز ! هم آن و هم اين ؛ هر دو اشتباه محض ، و طرفين در افراط و تفريطاند كه شاهراه مستقيم حقيقت و حد وسط را گذاشته راه انحراف پيموده‌اند . اين نيست جز نتيجهء عدم استقلال نظر و عدم حريت فكر و گرنه شارع اسلام و كلمات وى را چه اتكال و اتكايى به بطلميوس و كپرنيك وبيانات آنها ؟ ! آدمى كه داراى استقامت عقل و حريت فكر است بايد هر كلامى را با قطع نظر از غير آن تحت مطالعه درآورده و ببيند از آن چه استفاده مىشود ؟ منظور ما از اين تذكر اين بود كه دانسته شود : مقصود ما از نقل اين اطلاعات ، جز تقويت و نظر استقلالى در علاقه‌مندان و خارج كردن اخبار و آثار اسلامى از زير فشار نظرهاى اتكالى ، چيز ديگرى نيست . مگر در آن‌جاها كه مجهولى چون خورشيد روشن گردد و حديثى موافقان و صريح آن بيابيم كه در اين صورت آن را در عداد معجزات شمرده و بدين وسيله موافقين را نشاط و اطمينان داده و براى مخالفان وسيلهء بيدارى و هدايت فراهم آوريم . ( ف )