سيارات و خورشيد نيز - كه جذب كنندههاى آن هستند - در يك ناحيه آن واقع شده و در ناحيهء ديگر ، جز ستارهء « پيلاتو » كه خيلى دور و جاذبهاش ضعيف است ، هيچ سيارهاى جاذبه ندارد تا سير آن را معتدل نمايد ! بنابراين گاهى در « حضيض » مجذوب سيارات مىشود و پس از دور شدن آنها به طور ناگهانى با تندى به « اوج » برمىگردد و گاهى برعكس ، و اين سير در حقيقت به حركت جست و خيزى ! خيلى شبيه و اطلاق اسم « وثاب » بر آن مناسبتر است .
11 . فرع يا پيلاتو : « فرع » ، جزيى است مشتق از اصل ، مانند شاخهء درخت و سيارهء پيلاتو - بنا به نظريه كاشف آن - نخستين پارهاى است كه از اصل خورشيد جدا شده است و همچنين اعراب اول روز « جوزا » را فرع گويند و قلهء كوه را « فرع الخيل » خوانند و در « پيلاتو » نيز اين دو معنا موجود است . اما معناى اول - چنان كه گفته شد - نخستين پاره كه از كرهء شمس جدا شده ، پيلاتو است ، اما معناى دوم ، چون مقام آن از همهء افلاك بلندتر است ، پس از اطلاق فرع بر آن از هر جهت مناسبتر به نظر مىرسد .
مؤلف گويد : اين حديث شريف مشتمل بر اسرار پيچيدهاى است - از جهت صفات سيارات و حقايق آنها - كه پيش از اين حل نشده بود و قرآن مبيّن و دارندهء آن و همچنين حضرت خاتم النبيين صلى الله عليه و آله ، آن اسرار را پيش از سيزده قرن و نيم ، با اشارات و رموز براى مردم امروز و مردمان آينده روشن نموده و مانند يك معجزهء پايدار در صفحهء روزگار برقرار گذاشتهاند .
تنبيه
اين وجوهى كه ما در اثناى تأويل حديث مزبور و مناسبات لغوى و فنى آن آورديم ، همانا پايان انديشهء كوتاه امروزى ماست ، و اين تحقيق مبنى بر اين است كه ستارهء دنبالهدار از جرگهء كواكب يازدهگانه خارج و سيارهء فلكان در آنها داخل باشد ،