1 . قرآن مىفرمايد :
« أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمواتٍ طِباقاً * وَجَعَلَ القَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً » « 1 » ؛
آيا نديدهايد چگونه خدا هفت آسمان را طبقه طبقه آفريد و ماه را در ميانهء آنها نور و خورشيدى را سراج قرار داده است .
ظاهر جملهء « وَجَعَلَ القَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً » دلالت دارد بر اين كه ماه در وسط همهء آسمانهاست ! و مجموع آسمانها به منزلهء ظرف آن است ، و اگر مقصود افادهء اين معنا نبود ، به جاى « فيهن » مىفرمود : « فِي السماءِ يا في سَماءٍ » .
پس آيهء شريف ، مطابق نظريهء متأخرين محل ماه را در وسط افلاك نشان مىدهد ، اعم از اين كه آسمان را به افلاك تقسيم كنيم يا به سيارات علوى و يا به كرات بخارى ( شرح اين موضوع در مسئله حقيقت آسمانها گذشت ) .
در تأييد معانى كه ما اختيار كرديم آن است كه در اين آيهء شريف نسبت به « شمس » ، كلمهء « فيهن » نياورده و فقط « وسط بودن » قمر را اعلام داشته است ، با اين كه اين معنا به حال خورشيد مناسبتر است ، و علت اين كه ذكر « وسط بودن » را به ماه تخصيص داده اين است كه بنا بر عقيدهء متأخرين وضع خورشيد غير از وضع ماه است ، بدين معنا كه خورشيد مركز حركات اجرام تابع خود است و مثل ماه كه در ميانهء اجرام حركت مىكند ، نيست !
دفع يك توهم : شايد بعضى تصور كنند جملهء :
« خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمواتٍ طِباقاً » ؛
خدا هفت آسمان را طبقه طبقه ايجاد كرد .
موافق و مساعد با نظريهء پيشينيان است كه مىگويند : طبقات آسمانهامثل طبقات
هامش
( 1 ) . نوح ، آيات 15 - 16 .