سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ السَمواتِ ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الأرضينَ ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الشَمسِ و القَمرِ ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الظُلمَةِ و النُورِ ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الْفيءِ و الهَواء ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الريحِ كَم هي مِن مِثقالِ ذَرّةِ ؛
به بزرگى و پاكيزگى ياد مىكنم تو را اى خداوندى كه مىدانى وزن و مثقال آسمانها و زمينها و خورشيد و ماه و ظلمت نور و سايه و هوا و باد را .
شرح سند و مدرك اين خبر را در آخر مسئلهء « حقيقت آسمانها » آوردهايم !
مبحث چهارم : دوام يا زوال خورشيد ؟
آراى حكماى بزرگ قديم و جديد ، در اين مسئله مختلف است كه آيا كرهء خورشيد دايم و ابدى است يا اين كه مثل ساير موجودات فانى و نابود مىشود ؟
حكماى قديم : به طورى كه معروف است آنها معتقد بودند كه افلاك با آنچه در آن است از اجرام و غيره ، گذشته از اين كه باقى و سرمدى و غير قابل زوال است ، متحرك و فعال ابدى است ! و هرگز در معرض فتور و اختلال و فساد هم واقع نمىشود :
نقل اقوال آنان در اين باب ، سخن را طولانى مىكند و به ذكر همين قسمت قناعت مىكنيم در مسئلهء فلك از قول « شيخ الرئيس » نقل كرديم كه گفته است : « فلك مطلقاً قابل خرق و التيام و كون و فساد نيست ! و هرگز از محل خود زايل نمىشود و در صفات آن تغييرى رخ نمىدهد و همچنين است حال اجرامى كه در فلك تثبيت شده است مثل خورشيد و ماه و ستارگان كه اجسامى هستند كروى ، از جنس جوهر فلك و منزه از عروض كون و فساد . . . » !
« ابن سينا » در فصل چهارم از كتاب شفا مىگويد : « حكماى در اين كه عنصر فلك عنصر اجسام قابل كون و فساد نيست اتفاق نظر دارند » . بارى ، بسيارى از حكماى مسلمان مثل حكيم مزبور و ديگران ، پيرو عقيدهء پيشينيان شده و هميشه بين آنان و ساير علماى اسلامى نزاع و جدال برپا بوده است ! تا اين عصر فرخنده كه پرده از روى