مؤيد مدعا آن كه : در قرون حاضر بر حسب اتفاق ، در اروپا شفق عظيمى پيدا شد و سپس تقريباً بعد از دو ماه بارانهاى خورشيدى بسيار ، پديدار گرديد و ابر انبوه و روشنى در فضاى كرهء خورشيد مشاهده شد كه از طرف زير آن ، به جانب مركز خورشيد رشتهها و نخهايى به شكل خطوط منحنى امتداد دارد !
مطالب مزبور ، عقايد و آرايى است كه در دنياى هيئت جديد پيدا شده و هر چند حكم به اين كه رشتههاى مزبور باران است ، حدسى است ، ولى در صورت صحت ، شبههاى نخواهند ماند كه مفاد خبر مزبور منطبق بر آن است ، زيرا بارش حقيقى كه حامل رطوبت و آب است شدت حرارت شعلهء خورشيد را شكسته ، زمين و اهل زمين را از خطر آتش سوزان ايمن مىكند ، چه مانعى دارد كه اين بارانها در فضاى خود كرهء خورشيد و ناشى از گازها و بخارهاى خورشيدى كه هميشه متصاعد و در حال فوران است ؟ !
پس به يارى خدا ، از بحثهاى فوق روشن شد كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و اوصياى وى نسبت به كشفيات جديد در اين مقام هم متوجه بوده و مثل ساير مسائل ، نظريه دادهاند . و هر گاه مسلمانان از روى تحقيق و دقت در آثار دين حنيف خود غور كنند ، به فوايد و نتايجى بزرگ نايل خواهند شد كه بهتر از همه فزونى ايمان و نيروى اعتقاد نسبت به دين شريعت پايدار است .
مبحث دوم : قطر خورشيد
پيشينيان در تعيين اندازهء قطر كرهء خورشيد عقايد گوناگونى داشتهاند :
« هيركلوس » حكيم معتقد بوده كه اندازهء جرم خورشيد همين است كه به چشم ! ديده مىشود و كم و بيش نيست !
« انكسفوراس » گفته است : جرم خورشيد از « بلاد موره » ! بزرگتر است . و « طاليس » حكيم گفته است : جرم خورشيد به خودى خود روشنىدهنده و قطر آن