أربعينَ يوماً للشمسِ . . . ؛
خدا را در پشت كوه قاف زمينى است سفيد چون نقرهء پرداخته كه طول آن به اندازهء گردش چهل روز خورشيد است .
و در كتاب العوالم از امام موسى بن جعفر عليهما السلام خبر ديگرى بدين مضمون نقل شده است .
انطباق مضامين اخبار فوق بر ستارهء فلكان از اين راه است كه چون فلكان به خورشيد نزديك و اشعهء خورشيد در نهايت قوت بر آن مىتابد ، از « نقرهء پرداخته » روشنتر و سفيدتر است و براى روشن شدن مطلب بايد گفت : با اين كه بُعد كرهء « عطارد » نسبت به آفتاب ، به 29 درجه مىرسد ، قوت نور و حرارت خورشيد در آن هشت برابر زمين ماست . پس چگونه خواهد بود حال روشنى و حرارت فلكان كه نهايت دورى آن از خورشيد فقط هفت درجه است . و از اين رو فرنگىها آن را « فلكان » نام نهادهاند . و فلكان اسم كوه آتش فشان است كه مُعرّب آن « بُركان » است .
حاصل آن كه : ستارهء فلكان از كثرت نزديكى كه نسبت به خورشيد دارد ، از هر جسم سفيدى سفيدتر و روشنتر است .
جهت ديگر براى تكميل اين تطبيق آن كه : طول هر زمينى عبارت است از خط استوايى ، يعنى دايرهء استوا « مثل زمين ما » و آفتاب ، بيست روز از روزهاى ما در سير سالانه نه محورى با اجزاى دايرهء طول فلكان مواجه و روبهرو است ، زيرا كه فلكان ، تقريباً در مدت هجده ساعت به گرد خود و در مدت بيست شبانه روز به گرد خورشيد مىچرخد . و بنابراين ، روز كرهء فلكان نه ساعت و شب آن نيز نُه ساعت خواهد بود . و در عرف مردم عرب ، اطلاق لفظ روز بر نهار جايز بلكه شايع است . « 1 » پس درست
هامش
( 1 ) . اين جواب ايراد مقدّر است كه گفته شود در خبر مزبور « أربعين يوماً » است و يوم به معناى شبانه روز است وبنابراين گردش خورشيدى در فلكان چهل شبانه روز خواهد بود . و خلاصهء جواب آن كه « يوم » بر روز تنها هم اطلاق مىشود و مقصود از « أربعين يوماً » چهل روز است كه مساوى با بيست شبانه روز باشد . ( ف )