تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

مقام دوم

در بيان اين كه آيا شرع مقدس اسلام از وجود فلكان و نپتون خبر داده و يا نظر به مصلحتى ، در اين باب سكوت اختيار نموده است ؟ بديهى است كه خبر دادن از امثال اين مطالب ، بدين طريق است كه اوصاف ظاهرى و آثار منطبق بر آن را ذكر كنند ، نه اسامى جديد كه اروپاييان در قرون اخير پس از كشف ، براى آنها وضع كرده‌اند . گفتار ما در اين مقام اين است كه مطابق دلايلى كه در دست داريم ، شريعت اسلامى خبر از وجود دو زمين پنهانى ! - مستور داده و اوصاف ويژه‌اى براى آن دو ذكر نموده است كه چون مىسنجيم ، آن اوصاف را بر دو كرهء نپتون و فلكان منطبق مىيابيم . اما نسبت به كرهء « نپتون » - كه در سال 1264 ه . ق / 1846 م . كشف شد - خبرى هست كه به گمان من ناظر بدان كره است و آن خبر در كتاب بحارالانوار و معانى الاخبار و غيره به اسناد قوى به حضرت صادق عليه السلام منسوب است كه از آن حضرت پرسيدند : معناى « افق مبين » كه در قرآن است ، چيست ؟ فرمود : قاعٌ بينَ يَدَي العَرشِ فيه أنهارٌ تَطْرُدُ . . . ؛ زمينى است در نزد عرش كه داراى نهرهاى جارى است . « قاع » در لغت به معناى زمين و « طرد » در لغت به معناى جريان است و مخالفت اين حديث با مبانى هيئت قديم و انطباق آن بر كرهء نپتون روشن است ، زيرا « عرش » در لغت به معناى « سقف » است و در اصطلاح شرع ، مطابق تحقيقى كه در مسئلهء تعدد عوالم خواهيم نمود ، عبارت از منتهاى عوالم اجرام و اجسام از همهء جوانب و اطراف است . چنان كه اسم « كرسى » هم بر محدّد افلاك سيارات و آخرين منطقهء عالم شمسى ما ، حمل شده است . بنابراين ، ممكن است زمينى كه از ميان ساير زمين‌هاى سيار در برابر عرش عرض اندام كرده ، همان « نپتون » باشد كه بر حسب ظاهر ، آخرين كوكب عالم شمسى ما و در