است ، ولى بسا هست كه از ذكر عدد ، نفى زايد بر آن ، استفاده نمىشود « 1 » ؛ به اضافه اينكه ائمه عليهم السلام براى پارهاى از خواص اصحاب خود تصريح فرمودهاند : زمينها بيش از هفت است . اين را در باب اخبار مشعر بر وجود فلكان و نپتون ، ياد خواهيم كرد .
در گفتار ششم در مسئلهء تعدد زمينها ، توضيح داده شد كه عده زمينها تقريباً سيصد و در بعضى اخبار چهل است و باز در مسئلهء تعدد عوالم هم امثال اين اخبار به نظر خوانندگان خواهد رسيد .
پس علت شيوع اخبار بر اين كه زمينها هفت است با اسقاط دو كرهء مزبور ، اين است كه هفت سياره با چشمهاى عادى هم ديده مىشود حتى در نزد پيشينيان ، ولى آنها به سياره بودن بعضى آنان پى نبردهاند . و اين هفت كرهء سيار عبارتند از : زمين ، زهره ، عطارد ، مريخ ، مشترى ، زحل ، اورانوس . البته مىگويند اورانوس هم مرئى و ديدنى است ، اما خيلى كوچك و به اندازه يك پنجم سيارات قابل رؤيت است ، مثل ستاره « سها » ولى از آن روشنتر !
بارى اشخاصى كه به آسمان نگاه مىكردند ، چه سابق و چه امروز ، ستارهء « اورانوس » را ديده و مىبينند ، ولى در گذشته يا به جهت كندى حركت و يا از جهت كنار بودن آن ، يا از جهت ديگر ، نمىدانستند كه مثل ساير سيارات گردش هم مىكند .
اما فلكان و نپتون : چون اولى خيلى به خورشيد نزديك و دومى خيلى از آن دور است ، هيچ وقت كسى نتوانسته كه با چشم عادى آنها را ببينند ، فقط در قرون ما چشمهاى مسلح به دوربين هاى مجهز و نيرومند ، آنها را مىبينند ، پس وقتى ثابت شد كه سيارات مرئيه كه به چشم عادى ديده مىشوند ، هفت است و مسلم شد كه دو كرهء فلكان و نپتون به چشم عادى ديده نمىشود ، مىگوييم : تصور مىرود كه شرع مطهر در مقام بيان عدهء سيارات براى عامهء مردم ، فقط نظر به سيارات قابل رؤيت داشته نه
هامش
( 1 ) . يعنى اين كه فرمود : هفت زمين نمىتوان گفت مقصود اين بوده كه غير از اينها زمين ديگرى نيست . ( ف )