نكته
لفظ « مواضعها » در جملهء « أوتزول عن مواضعها » مؤيد و مؤكد مطلوب ماست كه همان حركت زمين در مدار مخصوص باشد ، زيرا كه زمين در نتيجهء حركت انتقالى ، به عقيدهء متأخرين داراى مواضع بىشمارى است ، منتها همهء اين مواضع در يك مدار معين ، در مقابل بروج دوازده گانه است . پس شرح و تفسير جمله « على حركتها » كامل و تمام مىشود با حركت انتقالى ساليانه و اين كه كوهها و ريشههاى كوهها هيئت اجزاى زمين را از تفرق و اضطراب نگهدارى مىكند و مانع مىشود از اين كه كرهء زمين از مواضع خاص خود - كه در فلك مخصوص خود دارد - زايل شود .
و اما بنا بر قول به سكون زمين ، چنان كه عقيدهء پيشينيان است ، اين كلام كامل ناتمام خواهد بود ، زيرا كه جسم داراى مواضع متعدد نمىشود مگر به واسطهء حركت انتقالى ، و جسم ساكن فقط داراى يك موضع است و بنابر اين عقيده ، اصولًا معنا ندارد كه گفته شود وضع كوهها در زمين مانع از اين است كه زمين زايل شود از مواضعى كه خدا بر آن مرتب داشته است ؟ چنان كه اين معنا هدف كلام است ، و ناچار بايد گفت وضع كوهها مانع از اصل حركت و جلوگيرى از اين است كه زمين داراى مواضع متعدد بشود نه جلوگيرى از زايل شدن از مواضع معيّن آن ، چنان كه ظاهر خبر است .
خبر پنجم : فرمايش حضرت على عليه السلام در يكى از خطب نهج البلاغه و غيره است كه بعد از بيان اوصاف زمين مىفرمايد :
وَعَدَّلَ حَرَكاتِها بِالراسياتِ مِن جَلاميدِها ؛
و خدا حركت زمين را تعديل كرد به واسطهء كوههاى محكم كه از جنس سنگ است .
ظاهر كلام امام عليه السلام اين است كه خداوند متعال كوههاى سنگين و سنگهاى سخت را فرو برد بر زمين ، تا باز دارد از اضطراب به هنگام حركات گوناگونى كه عارض آن