تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
فرصت كافى بود كه آنان مىتوانستند به مقدار فهم و شعورى كه داشتند تا حدودى اطلاع حاصل كنند كه آن قوم مقام پرست كه نادانان بينوا را از انسانيت مسخ نموده و به صورت خفّاشهايى ضد خورشيد در آورده‌اند ، مقصدى جز اين ندارند كه قرآن را در ميان بياورند و آن را بطور ساختگى شفيع و حكم قرار بدهند ، و سپس بر خلاف محتويات قرآن عمل كنند . آيا نصب كردن يزيد تبهكار براى زمامدارى مطابق قرآنى بود كه آن قرآن نشناسان در صفين آن را علم كرده و حكم قرار داده بودند ، و يا كشتن حجر بن عدىها كه از شخصيتهاى بسيار با عظمت اسلام و مسلمين بودند ، يا زير پا گذاشتن همهء معاهداتى كه سر دسته آنان معاويه با امام حسن مجتبى عليه السلام بسته بود و دو - و همچنين كسانى كه از حقايق امور در غائله صفين و پديدهء حكميت اطلاعى داشتند ، بر دانايى و ايمان و اخلاصشان در بارهء آن دو بيفزايند . بديهى است كه مراحل علم با نظر به آثار آنها بسيار مختلف است كه در سه مرحله كلَّى خلاصه مىشوند : علم اليقين ، عين اليقين و حق اليقين . آنچه كه مطلوب است ، ترقى درك و علم از مراحل پايين به مرحلهء حق اليقين و وصول به مرحله ايست كه معلوم نوعى اتحاد با عالم پيدا مىكند . سه - علت ديگر كه فقط براى انسانهاى باتقوى مطرح است ، اميد بروز حوادث روشنگر است كه در صورت فرصت امكان پذير بود . در اين فرصت احتمال افزايش تحقيقات و قانع ساختن افراد ناآگاه بوسيلهء خردمندان آگاه از حيله گرى شاميان و عواقب ناگوار « حكميت » بسيار قوى بود . خوارج آن قدر تحت تأثير تبليغات پوچ مزدوران خودكامگان قرار گرفته بودند كه حتى از درك روشنترين حقيقت نيز بدور بودند ، زيرا آنان نمىفهميدند كه هر چه زمان مىگذشت و « حكميت » به تأخير مىافتاد ، واقعيت روشنتر مىگشت و پرده از روى حيله گرىها و مكر پردازيهاى معاويه و عمرو عاص مقام پرستش برداشته مىشد ، لذا عجله در امر « حكميت » خواستهء بسيار جدى آن دو دنيا پرست بود ، نه امير المؤمنين عليه السلام كه از هر لحظه اى از زمان با ارزشترين استفاده را براى انجام تكاليف خود مىنمود . و ترديدى نيست در اين كه در آن موقعيت ، پذيرش سرعت در « حكميت » كه مطلوب جدى معاويه و پيروان او بود ،