تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
1 - اين كه درك و علم انسانى در بارهء مورد حق و باطل به درجه اى نرسد كه بتواند انسان را به پذيرش و عمل به آن تحريك جدى كند ، ولى از نظر روانى آن آمادگى را دارد كه اگر هر يك از آن دو را واقعا درك كند و يقين نمايد ، آن را جدّى تلقى نموده و آن را در زندگى خود بطور كامل به محاسبه در مىآورد . 2 - كسانى هستند كه حكم ذاتى حق و باطل را نمىدانند ، به اين معنى كه نمىدانند همان گونه كه عالم هستى نظمى و قانونى دارد كه تخلف را از آن ، نتيجه اى جز تباهى ندارد ، حق و باطل هم در صورت ناديده گرفتن آن دو حيات آنان را به تباهى خواهد كشاند . مثلا مىدانند كه اگر سقف اتاقشان پايين بيايد ، مطابق قانون غلبه نيرومند بر ناتوان و عدم مقاومت ضعيف در مقابل قوى همهء شكستنىهاى آن اتاق خواهد شكست ، از آن جمله استخوان جمجمه‌ها و دستها و پاها و دنده‌هاى كسانى كه در آن اتاق نشسته يا ايستاده يا خوابيده بودند ، ولى اين حقيقت را نمىدانند كه حيات انسانى هم همان گونه كه از نظر جسمانى ، قوانينى دارد و با تخلف از آن ، به انواع ناگواريها و حتى بيماريهاى مرگزاى دچار خواهد گشت ، همين حيات از نظر شئون اجتماعى و حقوقى و اقتصادى و سياسى و علمى نيز قوانينى دارد كه عمل و مراعات آنها حق ، و رها كردن و بىاعتنايى به آنها باطل است . اساسىترين عامل اين نادانى مهلك ، احساس آزادى و قابليت انعطافى است كه انسانها در موارد رويارويى با قوانين شئون حيات فردى و اجتماعى در خود مىبينند ، متأسفانه انسانها معمولا نمىدانند كه آنان با احساس آزادى در اشباع اميال حيوانى طبيعى و قابليت انعطاف و انحراف از حق و يا ارتكاب باطل به مرحلهء پستتر از مادّهء بىشعور و ناآزاد سقوط مىكنند . زيرا ماده چه در صورت جمادات و چه نباتات و حيوانات هرگز در حركات و جريانات خود از روى علم و عمد با ديگر موجودات حالت تزاحم و تضاد ندارند ، ولى آدمى با داشتن آگاهى و اطلاع از قوانين روح كه يكى از آنها وقاحت تزاحم و آسيب رساندن به ديگران است ، چنين كارى را انجام مىدهد 3 - عده اى از متفكر نماها در تاريخ مخصوصا در دوران معاصر ما پيدا شده و با قيافه اى علم نما ، احساس آزادى و قابليت انعطاف بشر را از جهت تمايلات و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 100 | محمد تقي جعفري