تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
1 - ما اشخاص را نه بدانجهت كه مردانى هستند كه ما رضايت بدانها داده‌ايم ، حكم قرار داديم ، بلكه ما خود قرآن را كه كتاب هدايت و تفكيك كنندهء حق از باطل است حكم نموديم . به اين شرط كه كاملا مطابق قرآن حكم كنند نه بر مبناى هوى و هوس و مسخره بازيهاى عوامفريبانه . بنا بر اين ، ما كه حكم بودن مردان را پذيرفتيم بدانجهت بود كه قرآن كه به ظاهر كتابى است مدون نمىتواند خود مفسّر و توضيح و توجيه كنندهء خود باشد و لازم است مردانى عالم و با تقوى و با خلوص آن را تفسير نمايند و توضيح بدهند . در نتيجه ، وقتى كه ديديم آن دو مرد سرنوشت حياتى همهء جوامع اسلامى را با هوى و هوس و مسخره بازىهاى عوامفريبانه تعيين كردند ، براى همگان اثبات شد كه آن دو نفر كارى با قرآن نداشتند ، يعنى اصلا چيزى كه در ديدگاه آنان نبود فقط قرآن بود كه مىبايست مطابق آن حكم كنند و مسئله را حل و فصل نمايند . اگر يك انسان عامى هم بداستان حكميت ابو موسى اشعرى و عمرو بن عاص و مقدمات و چگونگى خود حكميت توجه كند ، مىفهمد كه در آن داستان نه منطق دين به كار رفته است و نه منطق اصول سياسى و اجتماعى و اخلاقى و غير ذلك و به همين جهت است كه گفته شده است : « با اطمينان مىتوان گفت كه : آن دو مرد با نوعى بند و بست و تصنع كار حكميت را بپايان رسانده‌اند » زيرا جريانى كه در آن اتفاق افتاده است ، شبيه به برد و باخت قمار بوده است نه كشف واقعيات و حكم بر طبق آنها . 2 - آيا عمرو بن عاص و ابو موسى اين قدر از قرآن و بيعت عمومى مردم با امير المؤمنين عليه السلام بى خبر بودند ، و نمىدانستند كه خلافت امير المؤمنين عليه السلام يك حق و حقيقت كاملا واضح است آيا عمرو بن عاص و ابو موسى واقعا نمىدانستند كه اگر نوبت ادّعاى خونخواهى در مقابل ورّاث عثمان به معاويه مىرسيد تازه اين يك ادّعاى حقوقى بود كه اگر بر فرض محال امير المؤمنين عليه السلام دخالتى در قتل عثمان داشت ، معاويه مىتوانست آن ادعا را به راه بيندازد ، نه ادّعاى خلافت و زمامدارى كه به هيچ وجه شايستگى آن را نداشت . 7 ، 12 - و لمّا دعانا القوم إلى أن نحكم بيننا القرآن لم نكن الفريق المتولَّى عن كتاب
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 94 | محمد تقي جعفري