تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
زندگى ، هم انسانهاى ناتوان را مجبور به مشاركت و هماهنگى در كارهاى دسته جمعى مىنمايد و هم اقوياى قدرت پرست را كه دائما با دندان و چنگال تيز به انسانها مىنگرند و فقط در كمين نابود كردن انسانها براى تحصيل قدرت خود نشسته‌اند .

4 - عامل اخلاقى و مذهبى

- كه در گذشته مشروحا مطرح نموديم . اين دو عامل اگر بطور صحيح در جوامع انسانى مورد عمل قرار بگيرند ، يعنى مردم به انگيزگى وجدان پاك كه پيك الهى در درون انسانهاست احساس لزوم اتحاد و مشاركت ( 1 ) در برآوردن مصالح زندگى اجتماعى نمايند و هم با كمال اعتقاد بپذيرند كه دستور دهندهء حقيقى به اتحاد و مشاركت در كارهاى اجتماعى خداوند سبحان است قطعى است كه چنين مردمى در تاريخ انسانى زندگى مىكنند ، نه طبيعى حيوانى ، عامل مشاركت و هماهنگى در يك جامعه براى تنظيم زندگى اجتماعى مذهب و اخلاق الهى است ، كه موجب مىشود مردم آن جامعه پس از تنظيم ضروريّات زندگى خود ، به جوامع ديگر انسانها نه به تجملات و سگها و گربه‌هاى خود با وجود بينوايانى كه گرسنگىها و بيمارىها آنان را دسته دسته از عرصهء زندگى به پرتگاه نابودى مىكشاند

مبانى سياسى مشاركت و هماهنگى مردم در كارهاى اجتماعى

هيچ كلمه اى در قاموس بشر مانند سياست با دو مفهوم متناقض كه هر يك از آن دو ديگرى را سخت طرد مىكند وجود ندارد . يكى از آن دو مفهوم ، معناى ماكياولى كلمهء سياست است كه مىگويد : شخص سياسى هر كسى كه باشد و هدف او در وصول به قدرت و نگهدارى آن هر چه باشد ، بايد براى رسيدن به مقصود خود از هر وسيله اى كه بتواند استفاده كند اين تعريف يا توصيف براى سياست و سياستمدار ، از روش فكرى ماكياولى با كمال وضوح بر مىآيد و نيازى به مايه گذارى ندارد . مفهوم دوم سياست عبارتست از مديريت و توجيه علمى و عملى مردم جامعه به بهترين هدفهاى مادى و معنوى زندگى . سياست به معناى اولى آن راهى است كه چنگيزها و نرونها و تيمور لنگها و آتيلاها رفته‌اند و آنچه كه در آن راه مطرح بوده است ، قدرت
هامش
( 1 ) مبحثى كه در كتاب تحقيق و تطبيق دو نظام حقوق بشر از ديدگاه غرب و از ديدگاه اسلام در بارهء اتحادهاى فوق مطرح شده است ، تقسيم به تساوىهاى 12 گانه و اتحادهاى سه گانه شده است . لطفا مراجعه فرماييد .