تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
« صيانت ذات » ناشى مىگردد كه اگر خردمندانه مهار و مورد بهره بردارى قرار نگيرد به « خود خواهى » مبدل مىشود كه در « هدف ديدن خود و وسيله ديدن ديگران » نهايتى را نمىشناسد . در نتيجه بايد بگوييم : در اين اتحاد و تشكل و مشاركت ، اصل اساسى همان خود خواهى شخصى است ، و تن دادن به اتّحاد و تشكَّل و مشاركت فرعى و جنبهء وسيله اى براى دست يافتن به آن اصل اساسى دارد .

2 - عامل اضطرارى گذرا كه موجب بوجود آمدن روحيه جمعى نسبتا پايدار مىگردد

- گاهى شدت حوادث كوبنده جامعه بحديست كه مردم آن جمع را تا زمانى نسبتا طولانى بيدار مىسازد و در روحيهء آنان چنان تأثير مىگذارد كه تشكل و مشاركت براى آنان ، بعنوان قانون زندگى جلوه مىكند - ولى براى ترس و هراس از بوجود آمدن عوامل كوبنده ، نه اين كه طعم انسانى اتحاد و تشكل و مشاركت در كارهاى زندگى اجتماعى را واقعا چشيده باشند . حال آدميان در تحرك متشكل از اين عامل ، مانند حركت متشكل حيوانات قوى و ضعيف و درنده و آرام است در برابر يك حادثهء نابود كننده ، مانند اين كه سيلى خروشان از يك رودخانه در جريان است و حيواناتى گوناگون مانند شير و آهو و گربه و موش و ببر و پلنگ و خرگوش و بز كوهى براى اين كه از آن سيل خروشان عبور كنند ، دست بهم بدهند و با كمال مشاركت و هماهنگى از آن رودخانه عبور كنند . قضيه روشن است كه پس از عبور از آن رودخانه چه اتفاق خواهد افتاد .

3 - عامل جبرى زندگى پايدار

- اين همان عامل متداول زندگى در جوامع بشرى است كه از آغاز زندگى اجتماعى تاكنون در جريان بوده است . اين عامل جبرى داراى نيرومندى خاصى است كه حتى مىتواند افرادى از جامعه را بدون اين كه به علت تشكل و مشاركت خود با ديگران آگاهى داشته باشند ، در جمع متشكل و مشترك و حتى در جمع متحد به كار جمعى بيندازد . اين عامل در حقيقت همان عامل اساسى در حيات اجتماعى است كه همان گونه كه گفتيم مانند تنفس براى انسان زنده مىباشد . حقيقت اين است كه اگر جريان تاريخ بشرى را بطور صحيح مورد دقت قرار بدهيم ، تأثير از همين سه عامل براى همهء انسانهائى كه در اين دنيا مىخواهند زندگى كنند ضرورى است ، زيرا گلاويزى با طبيعت براى برخوردارى از مواد مفيد آن براى