تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
بسيار شگفت آور بود كه مىديديم آنان وقتى كه به خود مشغول بودند مثلا در حال بازى يا انجام كارهائى بودند كه متصديان براى آنان تعيين كرده بودند ، ملالت روحى و انقباض خاص روانى نداشتند و از نظر روانى مانند كودكان و جوانان معمولى بازى مىكردند و كار انجام مىدادند . از امثال اين موارد به خوبى روشن مىشود كه حيات آن حقيقت شگفت انگيز است كه تا ضربه اى از طرف روان خود انسان به آن وارد نشود ، به ادامه و ابقاى خود تلاش مىكند و هر چند كه فقط آن مقدار از موجوديت را داشته باشد كه بتواند خود را حفظ نمايد . اما اين كه ما بايد براى فهم معناى نظم عالم هستى و جريان حكمت خداوندى در آن ، عينك حيات محورى را از چشمان خود برداريم ، با اين بيان كه عرض مىكنيم به خوبى اثبات مىشود . ما با نظر به خواسته‌ها و آرمانهايى كه داريم ، قانونى براى شايستگى عالم هستى و جريان آن در ارتباط با ما ، در مغز خود به وجود آورده‌ايم ، خواه آگاهى مشروح به آن هم داشته باشيم يا نه . اگر اين قانون مبتنى بر خواسته‌ها و آرمانها را مورد دقت و بررسى قرار بدهيم ، به اين صورت درمىآيد : 1 - چون زيبايى خواسته و آرمان ما انسانها است ، پس بايد هر مردى به زيبايى حضرت يوسف عليه السلام باشد و هر زنى به زيبايى كلئوپاترا 2 - چون تحصيل علم و كوشش براى بدست آوردن واقعيات جهان هستى سخت است و به مشقت و رياضت نياز دارد ، پس بايد هر انسانى كه از مادر متولد مىشود ، به همهء واقعيات جهان هستى و ماوراى آن ، عالم باشد 3 - بدان جهت كه زندگى بدون تلخىهاى اضطراب و بيماريها و انواع شكستها و با داشتن همهء عوامل لذائذ طبيعى بسيار شيرين است ، پس بايد زندگى ما انسانها به همين كيفيت باشد كه آن را مىخواهيم 4 - اصلا به پايان رسيدن چنين زندگى غلط است ، پس بايد زندگى مردم ابدى باشد و مرگ بر سر هيچ كس تاختن نياورد 5 - بدان جهت كه قدرت در هر شكلى كه باشد موجب تأثير و تأثر اختيارى بيشتر در عرصهء جهان هستى مىگردد و هر تأثير و تأثر اختيارى آرمان ماست ، پس ما بايد