تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
از همهء اشكال قدرت برخوردار باشيم ، بطورى كه اگر خواستيم در اين كيهان بزرگ ، يكى از كهكشانها با داشتن ميليونها خورشيد با كمال تواضع بيايد و در گوشه اى از جيب راست اين جانب ، [ و جيب چپ هم نمىشود ] سكونت نمايد ، فورا اين خواستهء ما را اطاعت نمايد اكنون به يك اصل مهم ديگر متوجه مىشويم ، و آن اينست كه هر اندازه ما خواسته‌ها و آرمانها را نزديك به خود احساس كرديم و حق و قدرتى براى بدست آوردن آنها در خود دريافتيم ، در صورت دست نيافتن به آن خواسته‌ها و آرمانها احساس تلخى و درد خواهيم كرد و چنين خواهيم پنداشت كه جهان خلقت ناقص و مختل است زيرا قانونى كه ما در مغز خود براى شايستگى عالم هستى و جريان آن در ارتباط با ما تصور كرده بوديم در اين مورد جريان ندارد ، مثلا به زيبايى حضرت يوسف متولد نشده‌ام پس كارگاه خلقت از اين جهت مختل است ملاحظه مىشود كه ما در تعيين قانون هستى ، فقط خواسته‌ها و آرمانهاى خود را محور و ملاك قرار مىدهيم اكنون مىتوانيم يك قدم جلوتر برويم ، و اين مسئله را توجه كنيم بدان جهت كه اغلب انسانهاى معتدل مىدانند كه آن خواسته‌ها و آرمانها كه در بالا مقدارى از آنها را متذكر شديم ، آرزوهايى هستند كه هرگز عملى نخواهند شد ، لذا آنها را به عنوان آرمان در درون خود نمىپرورانند ، ولى آنچه كه مردم را رنج مىدهد و باعث مىشود كه عده اى از مردم ناآگاه حكم به نقص و اختلال در كارگاه خلقت نمايند ، آن قسم از نقصها و اختلالات است كه انسان را از حدّ معمولى خلقت و شئون آن پائينتر مىآورد ، مانند نقص يكى از اعضاى بدن چه داخلى و چه خارجى و خواه فقدان يكى از استعدادها و خواه فقدان يكى از قوا . بايد در توضيح و تفسير اين پديده‌ها بگوييم كه تعبير نقص در اين موارد ، باز كشف از فرض و اعتقاد به قانونى در طبيعت مىنمايد كه ما انسانها با نظر به كميت و كيفيت اعضاء و استعدادها و قواى انسانها آن را پذيرفته‌ايم ، و هر آنچه را كه در پايينتر از آن باشد ناقص و هر آنچه كه داراى همان كيفيت و كميت در بهترين وجه باشد كامل مىناميم در اينجا نيز مىبينيم كه ما در دو پديده نقص و كمال ، قانون و ملاكى را در نظر گرفته‌ايم كه مربوط به مشاهدات و خواسته‌هاى خود ماست و دليل علمى محضى [ با قطع نظر از معرفت حاصل از مشاهدات و خواسته‌هاى محدود ما ] آن قانون و ملاك خيالى را تأييد نمىكند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 44 | محمد تقي جعفري