به ارمغان آورده است . 173
علت حقيقى بروز عواقب وخيم و هلاكت بار در اين برهه از تاريخ ، سلطهء بشر بر طبيعت نيست ، بلكه عدم سلطهء بشر بر خويشتن است . 173
3 - نابودى سريع محيط طبيعى زيست 174
4 - هدر دادن بى رويهء منابع مادى و نبوغ بشر در راه جنگ و تهيهء تداركات براى جنگ . 176
5 - نظامهاى سياسى و اقتصادى كه تنها به منافع كوتاه مدت مىانديشند 177
اى اساتيد و دانشمندان ارجمند ، حواستان را جمع كنيد ، زيرا اين سياره از نظر منابع و منافع پاسخگوى خواستههاى بىنهايت سودجويى و لذّتپرستى شما نيست ، قطعى است كه آن انسان آگاه و آينده نگر را به جهل و نادانى متهم ساخته و مىگفتند : تو و امثال تو نادان تر از آن هستيد كه اين مطالب را بفهميد .
برو گوش خر به فروش و ديگر گوش خر
كاين مطالب را نيابد گوش خر 178
6 - وضعيتى كه انسان درگير آن است از بين رفتن تعادل ميان نوع بشر و حيات ديگر موجودات زندهء ساكن كرهء زمين مىباشد . 178
7 - ريشههاى مسئله 180
8 - سلب مفهوم انسانيت كه حذف و ناديده گرفتن ساير ابعاد انسان است . 182
9 - شناخت انسان ( نسبت به خود ) عامل تعيين كنندهء اساسى ارزشهاى او است . . . 182
10 - معهذا پيشرفتهاى علمى قرن حاضر نشان دادند كه اين ديدگاه ماشينى ( مكانيكى ) نسبت به جهان را نمىتوان تنها در زمينهء علم محض نگه داشت . 183
11 - بر همين اساس ارزشهاى انسانى در اين ديدگاه جديد علمى به ارزشهايى بسط مىيابد كه با ارزشهاى پذيرفته شده در فرهنگهاى پيشين سازگارى دارند 184
12 - در نتيجه خود آدمى از حالت چرخ دندانه اى بىاراده اى كه محكوم به حركت تحت فرمان يك ماشين عظيم مىباشد فراتر رفته به وجهى از انگيزهء خلاق آزاد بدل مىشود . 186
13 - نوع بشر حدّاكثر بهره گيرى را از جهان خارج مىنمايد و از ظرفيت زندگى در محيط متحول فرهنگى - اجتماعى نيز به حد اعلا استفاده مىبرد . بينش رو به رشد بشر در زمينهء علوم دلالت بر اين امر دارد كه انسان مىتواند ايمان گمشده و تجربيات معنوى و روحانى خود را بدست بياورد . 187
14 - تشخيص اينكه يك موجود انسانى وجهى از پروسهء سازنده ايست كه به جهان شكل مىدهد ، ديد بشر را نسبت به خود بسط مىدهد و او را قادر مىسازد كه