تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
بازيگرى ما در بارهء واقعيات كاسته و به تماشاگرى ما خواهد افزود ، و بديهى است كه با گذشت قرون و اعصار و مخصوصا در دورانهاى اخير با گذشت حتى زمانهايى كوتاه ، پرده از روى ابعاد و سطوح و مختصات واقعيات به تدريج برداشته مىشود و ما مىتوانيم تماشاگر امين و ناب در بارهء « واقعيات براى خود بوده باشيم . » اين نظريه هم تا آنجا كه مربوط است به افزايش يا دگرگونى تماشاگرى ما ، يعنى دريافت واقعيات با قطع نظر از دخالتها و تأثيرات « من » و عوامل و روشها و وسائل و كانالهايى كه در اختيار دارد كاملا صحيح است ، ولى بايد بدانيم كه اين افزايش هرگز بازيگرى ما را تا حد صفر تقليل نمىدهد . زيرا ، اولا بايد توجه داشته باشيم كه آن علوم و معارف تازه اى كه در بارهء « واقعيات براى خود » بدست مىآوريم ، نه بوسيلهء وحى الهى است و نه از راه علم حضورى براى ما دست مىدهد كه هيچ واسطه و عاملى ديگر در آنها دخالت و تأثيرى نداشته باشد . و بديهى است كه هر آنچه را كه از عوامل دخالت كننده در درك و علم ، بدست مىآوريم ، در حال عبور از آنها متأثر شده ، يا عامل درك و علم از آن عوامل ، حقيقتى تأثر يافته را براى خود برنهاده است . چنان كه در انواع نه گانهء بازيگرى در مباحث قبلى ملاحظه كرديم . ثانيا - در مواردى بسيار فراوان از علوم و معارف ، با اين كه حقيقت نمود مربوط به تصرف و دخالت منطقهء عوامل درك را مانند نمايش دايره در پنكهء متحرك را مىدانيم ، با اين حال در حال برقرار كردن ارتباط با پنكهء متحرك آن را دائره حقيقى مىبينيم و نمىتوانيم دائره بودن آن نمود را با اين كه علم بر خلاف آن داريم ، از پنكه جدا كنيم زيرا ساختمان صحنهء آگاه ذهن ما ، يا به قول بعضى از صاحبنظران حس مشترك ما ، از تفكيك نقاط عبور شاخه‌هاى پنكه ناتوان است ، و علم ما به واقعيت خود پنكهء بدون حركت كه عبارتست از سه شاخه با دستگاهى كه آن را به حركت در مىآورد ، هيچ اثرى در اين بازيگرى ما بوجود نمىآورد . و بطور خلاصه - قطعى است كه رابطهء افزايش معلومات و معارف ما در بارهء منطقهء « واقعيات براى خود » يا با تقليل دادن يا دگرگون كردن بازيگرىها ما در آن واقعيات ، يك رابطهء مستقيم است . با اين حال بدان جهت كه در غير علم حضورى