تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
پيروان كوچك و بزرگ آن دو در اين روزگار بنمائيد و ضمنا اين مطلب را هم به يادشان بياوريد كه شما كه مىگفتيد : فقط قدرت و اجراى ماهرانه آن است كه نظم را در اجتماع برقرار مىسازد ، از قضا اين سركنگبين شما صفرا فزود و روغن بادامى كه براى بشر تهيه كرده بوديد خشكى مزاج او را صد چندان نمود كه براى به كار انداختن آن مزاج ، خود را به ساختن موشكهايى نيازمند ديد كه بجاى به كار انداختن مزاج خشك انسانها ، ذرات خاكستر آنان را به هوا فرستاد . اين بود اثر ويرانگر و مهلك بازيگرى مغز انسانها در شناخت تمدن و انسانشناسى خلاصه دخالت هيچ يك از عوامل درك در علم و معرفت ، خطرناكتر و مهلكتر از اين قسم هدف گيريها و توجيهات مغزى به وسيلهء اصول پيش ساخته و خواسته‌ها و آرمانهاى ثابت شده در مغز آدمى نيست . مخصوصا با نظر به مقتضاى عشق به يك موضوع كه براى انسان عاشق ، ديگر موجودات و حقائق عالم هستى را بىاساس و يا پيرو موضوعى مىنمايد كه معشوق او است

آيا پيشرفت معلومات بشرى مىتواند به جائى برسد كه بازيگرى منطقهء « من درك كننده را » در بدست آوردن معلومات از منطقهء « جز من » يعنى « واقعيات براى خود » به كلى منتفى بسازد

ما در مباحث گذشته اشاره مختصرى به اين مسئله و پاسخ آن نموديم ، در اين مبحث مىخواهيم اين مسئله را تا حدودى مشروحتر مطرح نماييم . عده اى هستند كه با كمال ساده لوحى توجه به اين حقيقت ندارند كه علم و معرفت آنان محصول بازيگرى و تماشاگرى آنان در نمايشنامهء بزرگ وجود مىباشد ، مانند عاميان كه شايد هرگز به ذهنشان خطور نكند كه آنچه از علم و معرفت بدست مىآورند ، محصولى از ارتباط دو قطب ادراك كننده و ادراك شونده مىباشد ، مگر در موارد بسيار اندك كه خيلى روشن بوده باشد ، مانند آب ديدن سراب از مقدارى فاصله ، و كوچك ديدن اجسام از فاصله‌هاى دور و غير ذلك . گروهى ديگر را مىتوان سراغ گرفت كه مىگويند : آرى هر اندازه كه بر معلومات و معارف ما در بارهء واقعيات افزوده شود به همان مقدار و با همان كيفيت از
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 247 | محمد تقي جعفري