تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
مكتبى هم بوجود مىآورد كه ساده لوحان بينوا را از راه مستقيم حقيقت شناسى منحرف مىنمايد . اين بازيگرى غرض ورزانه را نه وجدان خود بازيگر مىبخشد و نه وجدان تاريخ و نه انسانهاى آگاه جامعه ، و بالاتر از همهء اينها و نه خداوند آگاه از اسرار درونى انسانها . متأسفانه در علوم انسانى مخصوصا در دوران ما اين بازيگرى نابكارانه فراوان ديده شده است : تا آنجا كه مغزهاى بشرى را از داشتن يك انسان شناسى و جهان شناسى كه بتواند وجود آدمى را تفسير نمايد ، محروم ساخته است . ولى همان گونه كه در طول تاريخ ديده‌ايم ، اگر چه اين بازيگرىهاى مغرضانه تا حدودى و براى مدتى مىتواند در فرهنگهاى بشرى تأثير و تغيير ايجاد نمايد ، ولى بدانجهت كه وجدان تاريخ قانون جاودانى خود را كه عبارتست از تمييز حق از باطل ، اگر چه در امتداد زمانى نسبتا طولانى هم باشد از دست نمىدهد ، و به هر نحو است ارزش واقعى آن بازيگريها را براى مردم روشن مىسازد . اين همان قانون است كه همواره مجسمه هايى دروغين را كه سودجويان و چاپلوسان و نادانان ، از شخصيتهايى بى اصل و اساس مىسازند و در سايهء آنها سفره‌هاى رنگارنگ براى خود پهن مىكنند و به خودكامگيهاى خويشتن مىپردازند ، با شمشيرى مقدس كه از نهانگاه وجدان حساس تاريخ كشيده مىشود و آن مجسمهء دروغين را متلاشى مىكند و به خاك مىاندازد و سپس مجسمهء حقيقى او را در تاريخ بشرى بر پا مىدارد و مىگويد : « اين است ، نه آن » . يك مثال بسيار ساده و مقبول همهء صاحبنظران تاريخ ، شخصيت بسيار با عظمت على بن ابي طالب عليه السلام است كه خودكامگان خود محور دورانش براى نجات دادن خود از عدالت حيات بخش آن بزرگ بزرگان ، و همچنين سالهاى بسيار طولانى بعد از رحلت آن انسان كامل ، مجسمه‌هاى دروغين و بىاساس از او ساختند و چند صباحى هم ساده لوحان و ماكياولى صفتان را با آن مجسمهء دروغين فريب دادند ، ولى بى خبر از آنكه در همان موقع كه آنان مشغول ساختن آن مجسمهء دروغين بودند ، صنعتگر و هنرمند بسيار ماهر روزگار با استمداد از وجدان تاريخ مشغول ساختن و نقاشى كاملا واقعى مجسمهء آن بزرگوار بود كه دير يا زود آن را در ميدان بزرگ فرهنگ بشر يا سر راه كاروانيان انسانى نصب نمايد . آرى ،