تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
هستى مىگردند . براى اثبات اين حقيقت از دو راه مىتوان وارد بحث و بررسى گشت : يكى اين كه - از نظر روانى هر انسانى كه داراى مغز و روان معتدل بوده باشد ، داراى بذرهاى روينده اى از ابعاد فرهنگ معنوى و روحانى و اخلاق والاى انسانى است كه در هنگام تحليل دقيق و صحيح روانى وى كاملا آشكار مىگردد ، اگر چه بايد مقدارى وقت براى زدودن گرد و غبار غليظ جنبهء ماشينى افراطى انسان صرف شود تا آن بذرهاى كاشته شده در نهاد انسانى با چهرهء واقعى خود نمودار گردد . دوم - مطالعات دقيق و بىغرضانه در فراوانى پديدهء پوچ گرايى و انگيزه‌هاى خود كشى [ كه با تمام شگفتى در مترقىترين ( باصطلاح ) كشورها و پر رفاه ترين سرزمينهاى دنيا بيشتر از ساير جاها در جريان است ] به خوبى اثبات مىكند كه از اساسىترين عوامل و انگيزه‌هاى اين نابسامانيها و ناهنجاريهاى روانى ، اعراض مردم از مذهب و معنويات است . و اگر ما چنين فرض كنيم كه براى اصلاح حال روانى انسانها بايد به عقب برگشته و فرهنگهاى پيشين را از دورانهاى گذشته برداشته و به عرصهء جوامع امروزى دنيا بكشانيم ، معنايش اينست كه در مردم امروز دنيا ، بذرهاى فرهنگ تعالى معنوى و روحى و اخلاق والاى انسانى خشكيده است و اين نظريه با توجه به دو مطلب فوق و جملات قبلى نيز كاملا تأييد مىشود . در جملات قبلى چنين آمده است : « ديدگاهى ديگر در علوم معاصر ، تصوير صنعتى خشك و بى انعطاف از جهان جاى خود را به مفاهيمى داده‌اند كه جهانى را مىسازند شكل گرفته از داده‌هاى خلاق دائمى كه هيچ قانون مكانيكى قادر نيست آن را به زور متوقف نمايد . انسان خود به صورت وجهى از انگيزش خلاق در آمده ، چنان به كمال با كل جهان در ارتباط است كه در چارچوب صنعتى پيشين قابل بيان نبود . »

12 - « در نتيجه ، خود آدمى از حالت چرخ دندانه اى بىاراده اى كه محكوم به حركت تحت فرمان يك ماشين عظيم مىباشد فراتر رفته

بوجهى از انگيزهء خلاق آزاد بدل مىشود كه بى واسطه و اساسا به جهان به صورت يك كل واحد پيوند مىخورد . « در جملات فوق با سه بيان روياروى مىشويم كه به خوبى تازگى و تجدد دائمى بعد معنوى انسان را مىتواند اثبات نمايند : بيان يكم - داده‌هاى خلاق دائمى كه هيچ قانون مكانيكى قادر نيست آن را به زور