تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
است كه صاحبنظران آگاه را متوجه اين حقيقت كرده است كه انسان به اضافهء داشتن بعد مادى داراى ابعاد اخلاقى و معنوى و روحى بسيار مهم مىباشد كه بدون مراعات آنها بقاى او در سيارهء مسكونى كه آن را زمين ناميده است در خطر جدى قرار مىگيرد . آيا همين جريان اثبات نمىكند كه صاحبنظران خود باخته در مورد تفسير علم ، بطور ضرورى و لازم بايد از هم اكنون در بارهء تعريف علم تجديد نظر كنند و آن را بطورى تعريف نمايند كه به نابودى خود آنان منتهى نگردد و باعث نشود كه امروز با نوشتن كتابهايى مانند ( انسان موجود ناشناخته - الكسيس كارل و انسان مسلح و انسان گرسنه - ويلى برانت و هشت گناه بزرگ انسان متمدن - كنرا دلرانتس و امثال اين بيانيه‌ها ) نهايت ضعف خود را در برابر زندگى به اثبات برساند . ما اين مسئله را به عنوان يكى از راه حلهايى كه براى رهايى بشر از كابوس نابودى لازم است ، پس از بررسى و تحقيق در جملات بيانيه مشروحا مطرح خواهيم نمود .

14 - « تشخيص اين كه يك موجود انسانى وجهى از پروسهء سازنده اى است كه به جهان شكل مىدهد

ديد بشر را نسبت به خود بسط مىدهد و او را قادر مىسازد كه خودخواهى را كه سبب اصلى ناهماهنگى ( ناسازگارى ) ميان افراد بشر و ميان انسان و طبيعت است كنار بگذارد . « به عقيدهء ما در اين بيانيه عواملى قابل توجه در بارهء رسيدن انسان به مرز تباهى تذكر داده شده است ، يكى از اساسىترين آن عوامل همين است كه در جملهء مورد بررسى مىبينيم ، اين عامل عبارتست از بيمارى بسيار خطرناك » خودخواهى « كه گمان نمىرود كسى در قبح و وقاحت آن كوچكترين ترديدى به خود راه بدهد . همهء كتب روانى و اخلاقى و همهء منابع مذهبى و بطور كلى هر اثرى كه در بارهء انسان و انسانيت مسئلهء سازنده اى را مطرح كرده است در بارهء زشتى اين بيمارى خانمانسوز صحبت به ميان آورده است و هر فيلسوف و دانشمند و صاحبنظرى كه با انسان سر و كار داشته است در صدد تشخيص اقسام و هويت و نتايج اين مرض تباه كننده برآمده است . با اين حال بدان جهت كه تعليم و تربيتهاى صحيح بطور جدى براى تعديل خودخواهى به كار گرفته نشده است ، لذا در تمامى ادوار تاريخ اين بيمارى بسيار سهمگين و در عين حال خوشايند ، همه را مبتلا ساخته و كمتر كسانى بوده‌اند كه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 189 | محمد تقي جعفري