جمله : « كه با ارزشهاى پذيرفته شده در فرهنگ پيشين سازگارى دارند » چنين مىگفتند كه : « كه با ارزشهاى فرهنگ روحى و معنوى انسانها سازگارى دارند » منطقىتر بود . توضيح اين كه كلمهء « گذشته » و « گذشتگان » و « قديم » و « قدما » و « قرون و اعصارى كه در پشت سر گذاشته شده است » و غير ذلك نوعى كهنه گى و فرسودگى را در بردارد كه با حس نوگرايى انسانها كه مىتوان گفت از اصيلترين احساسات انسانى است سازگار نمىباشد . به همين جهت است كه شما اگر بخواهيد يك موضوعى را از ارزش بيندازيد ، كافى است كه در بارهء آن اين جمله را به كار ببريد كه « آن موضوع قديمى شده است » در صورتى كه قوانين بعد مادى انسانى و پديدههاى طبيعى او هرگز كهنه نمىشوند ، زيرا هر يك از افراد بشر كه به اين دنيا قدم مىگذارد با اعضاء و نيروها و استعدادهاى تازه اى به اين دنيا وارد مىشود و گذشت ميليونها سال بر زندگانى پدران و مادران او در روى زمين در تازگى آنها اثرى نمىگذارد ، يعنى هر كودكى كه متولد مىشود همهء اجزاى بدن او و همهء نيروهاى او در تازگى غير از آن انسانى است كه دهها سال پيش از او به دنيا آمده است . همين طور است نيروى تعقل و انديشه و تجسيم و اراده و تصميم و اكتشاف و وجدان با دهها فعاليتى كه مىتواند انجام بدهد و نيز نيروى شهود و پذيرش تعليم و تربيت و آمادگى براى تجلى فروغ ملكوتى و اتصاف به صفات عالى انسانى و تخلق به اخلاق اللَّه و تأدب به آداب اللَّه و غير ذلك از نيروها و عناصر و اركان و ابعاد معنوى آدمى ، يا حقايق بدون قرار گرفتن تحت تأثير گذشت ميليونها سال بر زندگانى بنى نوع بشر در كرهء خاكى تازه قدم به اين دنيا مىگذارد ، لذا هيچ احتياجى به اين نيست كه امروزه براى اصلاح حال انسانها و تبديل آنان از دندانههاى چرخ ماشينى به انسانى آزاد و داراى محبت و احساس كنندهء تكليف در بالاتر از سوداگرىها و انگيزههاى مادى محض ، به عقب برگرديم و از فرهنگ پيشين انسانها كه در پشت سر خود گذاشتهاند ، استمداد نماييم .
و اين يك اشتباه بسيار بزرگى است كه حتى بنا به گفتهء يكى از شاگردان هايدگر كه به اين جانب نقل كرده است ، او گفته بود : ما بايد برگرديم و آن اصول عالى انسانى را كه در 200 سال گذشته از آنها اعراض نمودهايم مورد تفكر مجدد و عمل قرار بدهيم همانطور كه مطرح نموديم فرهنگ سازندهء ابعاد معنوى و روحانى انسانى همواره با موجوديت او وارد عرصهء
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 185
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٨٥