تفسير عمومى خطبه صد و بيست و هفتم
3 ، 8 - فان ابيتم الَّا ان تزعموا انى اخطات و ضللت ، فلم تضللون عامة امة محمد صلَّى اللَّه عليه و آله بضلالى و تأخذونهم بخطائى ، و تكفرونهم بذنوبى سيوفكم على عواتقكم تضعونها مواضع البرء و السقم ، و تخلطون من اذنب به من لم يذنب . ( اگر شما از پذيرش حق امتناع مىورزيد و قبول نمىكنيد جز اين را كه من مرتكب خطا و گمراه گشتهام پس چرا امت محمد صلَّى اللَّه عليه و آله را به حساب گمراهى من گمراه تلقى مىكنيد و با خطاى من آن را مؤاخذه نموده ، و با گناهان من آن را تكفير مىنماييد شمشيرها بر گردنهايتان بسته ( در هر جا كه دلتان بخواهد ) موارد صحيح و ناصحيح آنها را به كار مىبريد و گناهكار را با بى گناه مخلوط مىنماييد )
گيرم كه من مرتكب خطا شدهام آيا عموم امت پيامبر اكرم هم خطا كار و گمراه گشته اند
نوعى بيمارى روانى وجود دارد كه نامش پارانوييد ( بدبينى و سوء ظن به ديگران ) است ، و نوعى ديگر نيز وجود دارد بنام نارسيسم كه در فارسى خود مدارى ناميده مىشود ، اگر دارندهء اين دو نوع بيمارى تكيه گاه مذهبى پيدا كند ، همان گروه خواهد بود كه روياروى على عليه السلام ايستادند و او را تكفير نمودند .
اين نامگذارى با نظر به مجموع تاريخ اين گروه و كارنامهء فكرى و عملى آنان كاملا صحيح است . دريغا ، چگونه گاهى انسانهايى بدرجه اى از سقوط مىرسند كه يك انسان كامل را به عمل به قانون رسمى مناظره و مجادله وادار مىكنند آرى ،