اصلى زمين را بجاى مىآورد كه تهيهء مواد معيشت براى اولاد آدم ( ع ) است . آرى ، اين سجاده ايست كه هر كس آن را در ورود به عرصهء زندگى در اين معبد بگستراند ، تا لحظهء خروج از آن ، آن سجاده را بر نخواهد چيد . ليكن از آن ساعات كه زنگ وداع با معبد به گوش آدمى نواخته شود و او را در صف كاروانيان ديار ابديت قرار بدهد ، او را و ديدگان او را از همهء آفاق و انفس كه جلوه گاه فاينما تولوا فثم وجه اللَّه ( بهر حال كه روى بگردانيد ، وجه اللَّه را در آن طرف خواهيد يافت ) است ، منصرف نموده ، بطور مستقيم متوجه به خود بارگاه خداوند مىنمايد . امير المؤمنين عليه السلام آن شخصيت الهى كه همهء لحظات عمر مباركش را هم در رويارويى با وجه اللَّه سپرى كرده بود و هم در بارگاه اقدس ربوبى حضور داشت پس از آن ضربت كه آهنگ حركت او را براى وداع با معبد جهان هستى نواخت ، از جلوه گاههاى وجه اللَّه برتر رفته و در آن بارگاه حضور يافت و از آن به بعد در بستر شهادت هيچ حركت و سخنى از وى سر نمىزد مگر اين كه با جملهء اخلاص لا إله الا اللَّه پايان مىيافت : در مقتل ابن ابى الدنيا از عمران ابن ميثم از پدرش چنين نقل كرده است : إنّ عليّا خرج فكبّر فى الصّلوة ثمّ قرأ من سورة الأنبياء إحدى عشر آية ثمّ ضربه ابن ملجم من الصّفّ على قرنه . فشدّ عليه النّاس و أخذوه و انتزعوا السّيف من يده و هم قيام فى الصّلوة ، و ركع علىّ ثمّ سجد فنظرت إليه ينقل رأسه من الدّم إذا سجد من مكان إلى مكان ثمّ قام فى الثّانية ، فخفّف القرائة ، ثمّ جلس فتشهّد ثمّ سلَّم و أسند ظهره إلى حائط المسجد ( 1 ) ( على بن ابي طالب عليه السلام بيرون آمد و در نماز [ براى نماز ] تكبير گفت . سپس يازده آيه از سورهء انبياء را قرائت كرد ، آن گاه ابن ملجم از ميان صف به پيشانى او زد . مردم به ابن ملجم سخت هجوم آوردند و او را گرفتند و شمشير را از دستش در آوردند در حالى كه مردم در قيام نماز بودند .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٧
هامش
( 1 ) مشخصات اين مأخذ را در مبحث پيشين مطرح كرديم .