بدا كه در مذهب شيعه امرى است مسلم مربوط به همين علم مكفوف است . بنا بر اين ، علم امير المؤمنين عليه السلام مانند ديگر ائمه عظام عليهم السلام آن علم مطلق نبود كه حتى احاطه بر مشيت بدايى مربوط به آن علم خاص ربوبى داشته باشد .
دوم اين كه ما در مقابل فقه معمولى رسمى فقهى بنام فقه برين داريم كه مستند به ادلهء رسمى نيست ، و يا مستند به باطن آن ادله است . در قرآن مجيد در داستان حضرت خضر و موسى عليهما السلام سه حادثه بوسيلهء حضرت خضر انجام گرفت كه با فقه رسمى تورات سازگار نبود . لذا هر سه حادثه مورد اعتراض حضرت موسى عليه السلام قرار گرفت . بعضى از قضاوتهاى حضرت داود عليه السلام نيز مستند به فقه برين بوده است ، همچنين مقدارى از قضاوتهاى امير المؤمنين عليه السلام . و آنچه كه در زمان ظهور حضرت ولى عصر بقية اللَّه عجل اللَّه تعالى فرجه مورد عمل خواهد بود همان فقه برين است .
مولوى در ابيات زير امتناع آن حضرت را از جلوگيرى جنايت ابن ملجم بر مبناى جبر قضايى قرار مىدهد .
باز آمد كاى على زودم بكش
تا نبينم آن دم و وقت ترش
من حلالت مىكنم خونم بريز
تا نبيند چشم من آن رستخيز
آنچه كه در تواريخ ديده مىشود اين است كه وقتى امير المؤمنين عليه السلام از جنايتى كه ابن ملجم در آينده مرتكب خواهد گشت خبر داد ، قيل يا أمير المؤمنين ، لم لا تقتله ( به آن حضرت گفته شد چرا او را نمىكشى ) فرمود : أ تأمروني أن أقتل قاتلى ( آيا به من دستور مىدهيد كه قاتلم را بكشم ) [ مأخذ گذشته ]