امير المؤمنين عليه السلام ( 1 ) به ركوع رفت و سپس سجده كرد . من به او نگريستم ، او سر خود را در حال سجده به جهت جريان خون از نقطه كه خونين مىشد به نقطهء ديگر حركت مىداد . سپس براى ركعت دوم برخاست و قرائت را مختصر كرد و بعد نشست و تشهد را خواند و سپس سلام گفت و به ديوار مسجد تكيه كرد ) شگفتا ، پس از ورود ضربتى كه آن انسان الهى را تا سرحد شهادت رسانيد ، نماز را قطع نمىكند از طرفى ديگر جريان خون مهلتى نمىدهد كه ذكر سجده ( سبحان - ربى الاعلى و بحمده ) تمام شود ، محل سجده غرق در خون مىگردد و آن دلباختهء رب اعلى سر در خون فرو رفته را آهسته به نقطه اى ديگر منتقل مىكند و لب از ذكر فرو نمىبندد ، تا خود لب و دهان و زبان آن فخر نمازگذاران را وداع گويند . روشن باد ديدگانتان اى نمازگذاران ، روشن باد .
دليل امتناع امير المؤمنين عليه السلام از كيفر دادن ابن ملجم
مسأله اى كه در اين مبحث مىتوان مطرح كرد ، اين است كه قصاص پيش از جنايت ، خلاف فقه اسلامى است كه مستند به وحى و عقل سليم است ، اگر گفته شود : كه آن حضرت مىتوانست براى جلوگيرى از وقوع جنايت ، او را تبعيد يا بازداشت فرمايد ، در پاسخ اين مسأله ، مطالبى قابل طرح است كه ما به بيان مهمترين آنها مىپردازيم : يكى اين كه اگر چه علم انبياء و ائمه عليهم السلام به واقعيات پشت پردهء طبيعت و آينده ، به جهت تأدب به آداب اللَّه و تخلق به اخلاق اللَّه ، واقعيت دارد ، ولى مشيت بدايى خداوندى كه مربوط به علم مكفوف اوست ( 2 ) ، بر هيچ احدى معلوم نيست و