تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

فلمّا كانت اللَّيلة الَّتى أصيب فيها ، خرج يريد صلاة العشاء تصايحت الوزّ حوله ، فقال تشهد صوائحا و نساء نوائحا ( 1 ) قال و تجنّنه الفاسق ، حتّى إذا كانت السّاعة الَّتى يخرج فيها أقبل حتّى قام فى جنح الباب و خرج أمير المؤمنين فضربه ضربة و كان محمّد بن الحنفيّة قريبا منه فأخذه و وثب النّاس إلى ابن ملجم ليقتلوه ، فقال لهم علىّ : مهلا ، لا يهاجنّ ما بقيت ، فإن عشت اقتصصت من الرّجل أو وهبت للَّه و إن متّ فالنّفس بالنّفس ( 2 ) در همان شب كه امير المؤمنين عليه السلام مورد اصابت ضربه ابن ملجم قرار گرفت ، براى نماز عشاء بيرون آمد ، مرغابىها در پيرامون او به فرياد در آمدند ، فرمود : اين مرغابىها ، فرياد زننده‌ها و زنهاى نوحه گر را مىبينند . راوى گفت : ابن ملجم فاسق خود را از امير المؤمنين عليه السلام مخفى كرد ، تا آن موقع فرا رسد كه آن حضرت در آن موقع [ براى نماز ] بيرون آمد . ابن ملجم در طرفى از در ايستاد و آن حضرت رسيد . ابن ملجم ضربه اى به او زد . محمد بن الحنفيه نزديك بود ، و او را گرفت . و مردم به ابن ملجم هجوم آوردند كه او را بكشند . على ( عليه السلام ) به آنان فرمود : آرام باشيد . مادامى كه من زنده هستم ابن ملجم را به اضطراب نيندازيد . پس اگر من زنده ماندم يا او را قصاص مىكنم و يا براى خدا او را مىبخشم و اگر از دنيا رفتم ، نفسى در مقابل نفسى است ( يعنى فقط مىتوانيد او را بكشيد ) .

اى على كه جمله عقل و ديده اى شمه اى واگو از آنچه ديده اى
اى بزرگ بزرگان ، چه دريافت شگفت انگيزى در بارهء ارزش انسانها دارى ، و چه دريافت شگفت انگيزترى در بارهء خداوند بزرگ كه انسان را آفريده است
هامش
( 1 ) جملهء مزبور بدين ترتيب هم نقل شده است كه وقتى خانوادهء امير المؤمنين ( ع ) خواستند آن مرغابىها را از پيرامون على ( ع ) دور كنند ، فرمود : آنها را رها كنيد ، زيرا آنها نوحه گرانند .
( 2 ) مقتل امير المؤمنين تأليف ابو بكر بن ابى الدنيا تحقيق دانشمند محترم آقاى سيد عبد العزيز طباطبايى در تراثنا ص 93 شمارهء 3 سال سوم رجب 1408 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 95 | محمد تقي جعفري