تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
بالاخره ، اى حلال مشكلات ، پرده از معماى ديرينهء جمع بين قدرت و عدالت را بردار - اى بزرگ بزرگان ، اى -
على عالى اعلا كه ز بيم سخطش روح از كالبد عالم امكان خيزد گر بخارى نگرد يك نظر از رحمت خويش از بن خار دو صد روضهء رضوان خيزد

( 1 ) يا على ،

جمعت فى صفاتك الأضداد و لذها عزّت لك الأنداد عالم فاتك حليم شجاع قاهر راحم رداك الوداد
براستى ، چه راز بزرگى در نهاد اين انسان كامل نهفته است كه مىتواند از طرق متضاد رهسپار يك هدف گردد ، بطورى كه در حال ركوع اگر تير از پايش در مىآورند متوجه نمىشود ولى نالهء مستمندى را مىشنود و با عطايش او را مستغنى مىنمايد
يسقى و يشرب لا تلهيه سكرته عن النّديم و لا يلهو عن الكاس أطاعه سكره حتّى تمكَّن من فعل الضّحاة و هذا واحد النّاس
( او همان مرد بزرگى است كه در همان حال كه مىآشامد ، ساقى مىشود و
هامش
( 1 ) دو بيت فوق از ابيات ذيل چنين است :گر شميمى ز سر طرهء جانان خيزد تا قيامت ز صبا رايحه جان خيزد والهم من كه چو از خواب تو بيدار شوى به چه رو از سر چشمان تو مژگان خيزد طعنه بر آب بقا زد دهنم گويى از آن مدحت خاك در سايهء يزدان خيزد على عالى اعلى كه ز بيم سخطش روح از كالبد عالم امكان خيزد گر بخارى نگرد يك نظر از رحمت خويش از بن خار دو صد روضهء رضوان خيزد گر زند دست به دامان ولايش فرعون از لحد با كف صد موسى عمران خيزد داورا دادگرا جانب جدا نظرى كز پى مدح تو چون بحر به طوفان خيزد دار الايمان قم از من شده رشك شيراز آرى اينسان پس از خانهء ايمان خيزدجدا قمى