تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
مستى او ، او را از زندگيش غافل نمىسازد و از پياله غفلت نمىورزد . اين است آن بزرگ مرد تاريخ كه مستى مطيعش مىشود تا نماز صخى را بجا مىآورد و اين مرد يگانهء مردم است ) آرى ، كارهاى اين وارستگان از آب و گل -
گه چنين بنمايد و گه ضد اين جز كه حيرانى نباشد كار دين نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست

پاسخ امير المؤمنين عليه السلام : من تيغ از پى حق مىزنم زيرا مالك خويشتنم

گفت من تيغ از پى حق مىزنم بندهء حقم نه مأمور تنم شير حقم نيستم شير هوا فعل من بر دين من باشد گوا من چو تيغم وان زننده آفتاب ما رميت اذ رميت در حراب رخت خود را من زره برداشتم غير حق را من عدم انگاشتم من چو تيغم پرگهرهاى وصال زنده گردانم نه كشته در قتال سايه‌ام من كدخدايم آفتاب حاجبم من نيستم او را حجاب

اين فرو رفتن در ابهام و دست و پا زدن در طوفان نادانىها همه ناشى از آن است كه بشر دور از حق و حقيقت ، نمىداند كه اگر يك انسان از اعماق دل بگويد : * ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ ) * ( 1 ) ( قطعا نماز من و عبادت و اعمال من و زندگى و مرگ من همه از آن

هامش
( 1 ) الانعام آيهء 162 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 69 | محمد تقي جعفري