تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

بس است سلطه بر ديگران و وسيله ديدن همهء جهان و انسان ، و هدف تلقى كردن خود اينست هدف نهايى زندگى آن نابكاران نا بخرد با اين چهرهء پست كه در آيينهء مقابل روى خود مىديدند ، مىخواستند چهرهء الهى على ابن ابى طالب را تفسير و توجيه نمايند ( 1 ) و مىگفتند : على بن ابي طالب ( عليه السلام ) هم به خلافت حريص است ! ! در خطبهء پنجم از نهج البلاغه چنين آمده است : فإن أقل يقولوا : حرص على الملك ، و إن أسكت يقولوا : جزع من الموت ( اگر حقايق را آشكار كنم خواهند گفت : على به ملك و رياست حريص شده است و اگر سكوت كنم خواهند گفت : على از مرگ ترسيد ) و در خطبه 172 از نسخه صبحى صالح مىفرمايد : و قد قال قائل : إنّك على هذا الأمر يا ابن أبي طالب لحريص فقلت : بل أنتم و اللَّه لأحرص و أبعد ، و أنا أخصّ و أقرب ، و إنّما طلبت حقّا لى و أنتم تحولون بينى و بينه و تضربون وجهى دونه . ( گوينده اى گفت : تو اى فرزند ابي طالب به اين امر [ زمامدارى ] حريص هستى در پاسخش گفتم : نه هرگز ، سوگند به خدا ، شما حريصتر و دور تر از من به اين امريد و من مخصوصتر و نزديكترم . و جز اين نيست كه حق خودم را مطالبه كردم و شما ما بين من و حقم مانع مىشويد و صورتم را از آن امر بر مىگردانيد )

هامش
( 1 ) ممكن است بعضى از مردم آن دوران ، براى توجيه خود و تفسير آن زندگى كه پيش گرفته بودند ، شخصيت امير المؤمنين عليه السلام را تا حد موجوديت خود پايين مىآوردند كه بخويشتن چنين تسليت بدهند كه آرى ، راهى را كه پيش گرفته‌ايم ، سپرى كنيم زيرا على ابن ابى طالب هم كه به عنوان شخصيت ايده آل مطرح است ، همين زندگى را سپرى مىنمايد اينجاست كه بايد گفت :چشم باز و گوش باز و اين عما حيرتم از چشم بندى خدا