تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
پيش من اين تن ندارد قيمتى بىتن خويشم فتى بن الفتى خنجر و شمشير شد ريحان من مرگ من شد بزم و نرگسدان من
واقعا چنين بود امير المؤمنين عليه السلام و در مواردى متعدد در سخنان آن بزرگوار اين حقيقت را متذكر شده است كه بعد مادى وجود ارزشى جز ارزش وسيله اى براى او نداشته است . به همين جهت بود كه از وسايل معيشت دنيا به مقدار ضرورى قناعت مىكرد و خوراك و پوشاك و مسكن او از حدود معمولى مردم سطح پايين تجاوز نمىكرد . همچنين چند بار صراحتا فرموده است كه مرگ مطلوب من است . از آن جمله - و اللَّه إنّ ابن أبي طالب لآنس بالموت من الطَّفل بثدى أمّه ( سوگند به خدا ، قطعا فرزند ابي طالب به مرگ مأنوستر است از طفل شيرخوار به پستان مادرش ) آيات قرآنى و دريافت پاك وجدان نيز اثبات كرده است كه مرگ جز عبور از يك عالم محدود شبيه به زندان و خاستگاه آلام و ناگواريهاى مخلوط با مقدارى لذايذ نسبى و تخيلات فريبا چيزى ديگر نيست و از آن جهت كه مرگ نشان دهندهء ميوهء درخت حيات آدمى است ، قطعا مرگ و زمين نهادن قفس مادى براى امير المؤمنين عليه السلام شديدا مطلوب بوده است . زيرا درخت حيات او با عظمتترين و حيات بخشترين ميوه‌ها را به وجود آورده بود -
مرگ هر يك اى پسر همرنگ اوست پيش دشمن دشمن و بر دوست دوست آنكه مىترسى ز مرگ اندر فرار آن ز خود ترسانه از آن هوشدار روى زشت تست نى رخسار مرگ جان تو همچو درخت و مرگ برگ گر بخارى خسته اى خود كشته اى ور حرير و قزدرى خود رشته اى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 101 | محمد تقي جعفري