تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
خود پرستى است . بدان جهت كه ملاك پيوستگى و گسستگى اين گونه انسانها با ديگر مردم ، خودخواهى و پرداختن به خود است ، لذا اگر موقعيّتى پيش آيد كه آنان به خويشاوندان خود اهمّيّتى بدهند ، قطعا علَّت بوجود آورندهء آن موقعيّت هم خود خواهى و خود پردازى مىباشد . ز - بت پرستى در ميان آن اعراب رائج بوده است . اگر در بارهء بت پرستى مقدارى دقّت كنيم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه بت پرستى نيز ناشى از خود پرستى است ، زيرا شخص بت پرست به جهت گرايش شديد به حواسّ خود ، تعقّل و احساسات برين را رها مىكند و مىخواهد معقولترين و مجرّدترين حقائق را مانند روح و درك و عقل و حتّى خدا را كه ما فوق آن حقائق است ، با چشم ظاهرى ببيند لذا بتها را با دست خود مىسازد و آنها را و لو بعنوان وسيلهء تمركز قواى دماغى ، يا تجسّمى از جمال و جلال خداوندى مىپرستد اگر ما تعدّد بتها را با نظر به تعدّد قبائل مورد توجّه قرار بدهيم ، علَّتى كه براى آن تعدّد پيدا خواهيم كرد ، جز خود پرستى بت پرستان نخواهد بود . مولوى مىگويد :
مادر بتها بت نفس شما است ز آن كه آن بت مار و اين بت اژدها است چون سزاى اين بت نفس او نداد از بت نفسش بت ديگر بزاد آهن و سنگست نفس و بت شرار آن شرار از آب مىگيرد قرار سنگ و آهن زاب كى ساكن شود آدمى با اين دو كى ايمن شود سنگ و آهن در درون دارند نار آب را بر نارشان نبود گذار ز اب چون نار برون كشته شود در درون سنگ و آهن كى رود آهن و سنگست اصل نار و دود فرع هر دو كفر ترسا و جهود بت سياه آبست در كوزه نهان نفس مر آب سيه را چشمه دان آن بت منحوت چون سيل سياه نفس بتگر چشمه اى بر شاهراه بت درون كوزه چون آب گذر نفس شومت چشمهء آن اى مصر صد سبو را بشكند يك پاره سنگ و آب چشمه مىزهاند بيدرنگ