زهير بن ابى سلمى المضرى المازنى ( 1 ) ، لبيد بن ربيعه عامرى ( 2 ) ، سحبان بن وائل . ( 3 ) بلى ، شعرائى فراوان در ميان عرب جاهلى وجود داشتهاند كه قدرت كلامى و سخنورى جالب توجّه داشتهاند ، ولى همانطور كه متذكَّر شديم در محتويات آن اشعار فقط با عدّه اى از مفاهيم كلَّى طبيعى و مقدارى پديدههاى فطرى تصعيد نشده مواجه مىشويم و از حقائقى مانند ارزشهاى انسانى و حيات و شئون آن و عالم هستى و مبادى و غايات آن و محبوبيّت نگرش علمى باجزاء و روابط جهان هستى و غير ذلك ، در آن اشعار اثرى ديده نمىشود . ب - كسى در آن دوران ادّعاى نبوّت نداشت و همانطور كه در قرآن مجيد و تواريخ معتبر آمده است دوران جاهليّت دوران فترت بود كه پس از زمان حضرت عيسى عليه السلام بوجود آمده بود . سه - أرسله على حين فترة من الرّسل ، و طول هجعة من الأمم و انتقاض من المبرم . ( 1 ) خداوند پيامبر را در دوران خالى از رسولان و خواب طولانى [ غفلت ] امّتها و شكست اصول محكم دينى و انسانى فرستاد . )
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 41
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١
هامش
( 1 ) زهير بن ابى سلمى شاعر عرب در دورهء جاهليّت و از اصحاب معلَّقات . . . و داراى معرفت و حكمت بوده است . منوچهرى دامغانى مىگويد :با خطَّ ابن مقله و با حكمت زهير
با حفظ ابن معتز و با صحبت ابى
( 2 ) لبيد بن ربيعة عامرى از بنى كلاب است و اشعار پر محتوائى دارد . اشعار او به زيبائى الفاظ و عظمت معانى و مطالب حكيمانه معروف است .
( 3 ) سحبان بن زفر بن اياس الوائلى در بيان و ابراز معانى بسيار ماهر بوده و سخنانش از نظر محتوى بقدرى جالب بوده است كه نام اخطب العرب گرفته است . و در كتاب تاريخ الادب العربى تأليف دكتر شوقى ضيف ص 86 شخصيّتهاى زير را هم از حكماى عرب شمرده است : لقمان بن عاد ، لقيم بن لقمان ، مجاشع بن دارم ، سليط بن كعب بن يربوع ، لوى بن غالب ، قصى بن كلاب ، اكثم بن صيفى ، ربيعة بن حذار ، هرم بن قطبة و عامر بن الظرب ما در بارهء اين شخصيّتها بجز لقمان ( به شرط اين كه همان لقمان باشد كه در قرآن نصايحى از او به فرزندش آمده است ) معلومات قابل اعتمادى نداريم .
( 1 ) زهير بن ابى سلمى شاعر عرب در دورهء جاهليّت و از اصحاب معلَّقات . . . و داراى معرفت و حكمت بوده است . منوچهرى دامغانى مىگويد :با خطَّ ابن مقله و با حكمت زهير
با حفظ ابن معتز و با صحبت ابى