تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
اكثر اشعار آنان با وسعت شگفت انگيزى كه در لغت و تركيبات و جمله بندى دارند ، براى بيان خود پرستى و تعصّب بسيار كوركورانه و خطرناك در بارهء نژاد و قبيله پرستى استخدام شده است ، گوئى همهء نيروهاى مغزى آنان فقط توانائى انجام يك فعّاليّت داشته است و آن هم عبارت از تقويت خود طبيعى و طواف به دور آن ، و خود نمائى در آخرين حدّى كه ممكن بوده است . و اين كه بعضى از نويسندگان مىگويند : « نژاد عرب آزاد منش بوده و هيچ سلطه اى را براى خود نمىپذيرفته است ، » بايد در نظر داشته باشند كه آزادى شخصى يك انسان بدون اعتناء به آزادى ديگر افراد انسانى كه با وى در زندگى مشتركند ، اگر امكانپذير باشد موجب نابودى خود وى نيز خواهد بود ، زيرا رها ساختن تمايلات و اشباع نامحدود آنها ، قطعا مزاحم تمايلات ديگران خواهد بود كه آنان نيز مىخواهند آن تمايلات را بدون محدوديّت اشباع نمايند . بنا بر اين ، آن گونه آزادى شخصى ناشى از آن خود پرستى است كه همه را وسيله و خود را هدف تلقّى مىنمايد و براى بقاى خويشتن نه تنها رضايت به نابودى ديگران مىدهد ، بلكه آن را آرمان حيات خود ميداند . و - آنان از خويشاوندان خود قطع رابطه مىنمودند . اين هم يكى از مختصّات بىارزش تلقّى كردن ديگر انسانها در مقابل خويشتن است كه خود معلول قطعى